جستجو

ارسال مقاله

آر اس اس پایگاه

پنل کاربران

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 
عضویت
رمز را فراموش کردید ؟

جدید ترین مطالب

بازدید کنندگان عزیز میتوانند برای دریافت مقالات بیشتر به آدرس www.3law.ir مراجعه نمایند.

ولايت پذيري؛ ضامن كمال بشريت

بازدیدها: 3017 نویسنده: ستار شیرویی تاریخ: 15 اسفند 1392 نظرات: 0

ولايت پذيري؛ ضامن كمال بشريت
نویسنده: میرعماد اشراقی
 
مبحثی در باب حاكمیت و ولایت خداوند و اولوالامر‏
اشاره: یكی از سئوال‌های اساسی در نظام‌های سیاسی، مربوط به منشا مشروعیت حاكمیت است. مطابق جهان بینی اسلامی سراسر هستی ملك طلق خداوند است. در این قلمرو برای او شریكی متصور نیست و به همین جهت، فرمانی جز فرمان او وجود ندارد: «ان الحكم الّا لله یقصّ الحقّ و هو خیر الفاصلین» فرمان جز به دست خدا نیست، كه حق را بیان می‌كند و او بهترین داوران است. «الاله الخلق و الامر» آگاه باش كه خلق و امر از آن اوست.‏
در آیات فوق حصر «حاكمیت» و «ولایت» در خداوند به وضوح بیان گردید ه است. حاكمیت خداوند دو گونه است: تكوینی و تشریعی. حاكمیت تكوینی به مفهوم حاكمیت در عالم هستی و آفرینش است و آنچه به تشریع و قانونگذاری مربوط است، حاكم تشریعی نام دارد. حاكمیت چه در نظام تكوین و چه در نظام تشریع، اختصاص به خداوند دارد؛ خداوند منشا تمام قدرت ها و شریعت اسلام تنها مصدر قانونگذاری است، چرا كه خالقیت، ربوبیت، و حقانیت مختص خداوند است. در بعد حاكمیت تكوینی هیچ گونه تخلفی از اراده تكوینی خداوند امكان ندارد، ولی در ولایت تشریعی عصیان و تمرد در مقابل قانون و حكم الهی امكان پذیر است؛ و انسان‌ها در پذیرفتن و نپذیرفتن شریعت، مختارند.‏
خداوند می‌فرماید: «فاقم وجهك للّدین حنیفاً فطرت الله الّتی فطر النّاس علیها لاتبدیل لخلق الله ذالك الدّین القیم ولكن اكثر النّاس لایعلمون». روی خود را متوجه آیین پاك و خالص پروردگار كن، چرا كه این فطرتی است كه خداوند انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین و آیین محكم و استوار ولی اكثر مردم نمی دانند. امام صادق(ع) در پاسخ به این سئوال «فطرت الله الّتی فطر النّاس علیا» چیست؟ فرمودند: منظور توحید است و در تفسیر این آیه فرموده‌اند: هی الاسلام و همچنین درحدیثی دیگر، در اصول كافی از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است در تفسیر همین آیه می‌خوانیم : قال هی الولایه. فرمود منظور فطرت، ولایت و پذیرش رهبری اولیای الهی است و به هر حال همه درست است، زیرا توحید، اسلام و ولایت، فطری است و ریشه در جان انسان دارد. پس دین اسلام، تمایلات الهی و آنچه كه در شرع آمده ریشه در ذات و باطن انسان دارد و باید به آن عمل كرد.
از حضرت پیامبر (ص) در حدیث معروفی نقل شده: من مات بغیر امام مات میته الجاهلیه. كسی كه بدون امام و رهبر از دنیا برود مرگ او مرگ جاهلیت بوده است. زیرا كسی كه رهبر و ولی جامعه خود را نشناخته در واقع جانشین و خلیفه خدا را در روی زمین نشناخته است. خداوند متعال ولایت خویش و ولایت كسانی كه از طرف او اذن دارند را عامل تكامل و رشد جوامع بشری معرفی كرده است.
در فرهنگ اسلامی، از حاكمیت خداوند به ولایت نیز تعبیر شده است و همان گونه كه حاكمیت مطلق از آن خداست، ولایت نیز منحصراً در اختیار اوست: «فالله هو الولی.. و هو علی كلّ شیءٍ قدیرٌ». مفسران از این آیه و آیات مشابه آن، حصر ولایت را اثبات نموده اند، آیه مورد اشاره علاوه بر حصر ولایت، دلیل آن را نیز ذكر نموده است، چرا كه در هر حاكمیت و ولایتی، ولی باید بر همه شئون و اموری كه تحت ولایت او قرار می‌گیرد قادر باشد و خداوند از آن جهت كه دارای قدرت مطلق است. ولایت مطلق را نیز داراست. از آنجا كه ولایت از واژه‌های كلیدی در نظام اسلامی می‌باشد و در معانی مختلفی به كار رفته است توضیح داده می‌شود. ولایت به معنای نصرت و ولایت به معنای زعامت و سرپرستی به كار رفته است. آیات 43 و 44 سوره كهف نیز كه ولایت را در مورد نصرت به كار برده است، به این معناست. ولایت به تناسب معنای لغوی آن در صداقت، نصرت و محبت نیز استعمال شده است، سلطه، سرپرستی و تصدی امور نیز از معانی رایج ولایت می‌باشد.‏
ولایت در اصطلاح كلام، فقه و حقوق به مفهوم سرپرستی، زعامت و تصدی امور است، به همین جهت وقتی در علم كلام از ولایت یا ولی امر بودن پیامبر یا امام نسبت به امت بحث می‌شود و یا در فقه انواع ولایت ها ذكر می‌گردد، همگی با این مفهوم ملاحظه می‌شوند.‏ولایت به دسته‌های گوناگونی تقسیم می‌شود. از یك لحاظ ولایت نیز همچون حاكمیت به دو صورت تكوینی و تشریعی مطرح است. ولایت تكوینی همان اقتدار و تسلط بر تصرف در عالم هستی است و ولایت تشریعی یعنی ولایت در امور اعتباری كه واقعیتی جز جعل جاعل ندارد. ولایت مطلق از آن خداوند است و به همین جهت، هر گونه ولایتی چه تكوینی و چه تشریعی تنها با اذن خداوند تحقق می‌یابد. همه كسانی كه با رسیدن به درجه ای از معنویت می‌توانند به اذن الهی در موجودات و عالم آفرینش تصرف نمایند، از ولایت تكوینی برخورداند. اعجاز پیامبران و امامان نمونه ای از ولایت تكوینی است. قرآن نمونه هایی از ولایت تكوینی را هم در مورد پیامبران و هم نسبت به غیر آنان نظیر حاضر شدن غذای حضرت مریم در محراب عبادت و احضار تخت سلطنت ملكه سبا توسط آصف بن برخیا در نزد سلیمان را بیان كرده است. اعطای ولایت تشریعی در مورد پیامبران مطرح است و اقسامی دارد.
دسته بندی دیگر ولایت، عامه و خاصه می‌باشد، در یك تقسیم بندی ولایت هم از نظر افراد تحت ولایت و هم از نظر شئون این افراد به ولایت عامه و خاصه تقسیم شده است. در ولایت خاصه، ولایت نسبت به افراد خاصی مطرح است، اما در ولایت عامه، ولایت بر عموم افراد جامعه اعمال می‌گردد. در مباحث مربوط به حكومت و ولایت پیامبران، امامان و فقیهان، منظور از ولایت، ولایت عامه است. در این تقسیم بندی ولایت، مصادیق ولایت خاصه عبارتند از: ولایت پدر و جد پدری بر فرزندان صغیر، سفیه و مجنون خود: ولی در اینجا مجاز به انواع تصرفات در مال و برخی تصرفات در نفس افراد تحت ولایت خود مجاز می‌باشد.‏
ولایت قیمومتی: وصی تعیین شده بر اطفال از سوی پدر یا جد پدری بر آنان «قیمومت» دارد و وصیت نامه حدود اختیارات قیم را تعیین می‌كند.‏
ولایت حاكم شرع: در صورت فقدان ولی و وصی و نیز مواردی كه با وجود نیاز به ولایت، ولی خاصی ندارد فقیه عادل به عنوان حاكم شرع اعمال ولایت می‌كند.ولایت پسر بزرگ تر در انجام نمازها و روزه‌های فوت شده از پدر.
ولایت اولیای میت: وارثان نسبی و سببی میت به ترتیب طبقات ارث در تجهیز وی ولایت دارند و اقدام دیگران منوط به اجازه از ایشان است.‏
ولایت وارثان مقتول: وارثان مقتول به ترتیب طبقات ارث، اولیای دم محسوب می‌گردند و در قصاص، اخذ دیه یا عفو قاتل ولایت دارند.
ولایت در موقوفات: واقف معمولاً فردی را به عنوان تولیت یا متولی و فرد دیگری را به عنوان ناظر وقف تعیین می‌كند. محدوده اختیارات و تصرفات متولی وقف همان است كه واقف در وقفنامه مشخص نموده است.‏
ولایت نسبت به شئون افراد تحت ولایت نیز به ولایت عامه و خاصه تقسیم شده است. در این اصطلاح اگر ولایت همه افراد تحت ولایت را در برگیرد عامه است و اگر مختص به شان خاصی باشد خاصه؛ به عنوان مثال ولایت پسر بزرگ تر، خاصه، اما ولایت پدر یا جد پدری بر فرزندان صغیر، عامه می‌باشد. ولایت پیامبر و امام معصوم از هر دو جهت عامه است؛ هم از جهت افراد تحت ولایت كه همه مردم را شامل می‌شود و هم از جهت شئون آنان كه همه امور را در بر می‌گیرد. این قسم اخیر را ولایت مطلقه نیز می‌نامند.‏
خداوند در قرآن ولایت خود، پیامبران، امامان و در زمان غیبت ولایت رهبران دینی را برای جامعه لازم شمرده است. «اطیعوالله و اطیعو الرّسول و اولی الامر منكم» یعنی اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید رسول خدا را و اطاعت كنید صاحبان امر را. در این آیه خداوند اطاعت از آنها را واجب فرموده است. بعد از خدا ولایت و رهبری پیامبران و سپس امامان را در جامعه لازم شمرده است: «النّبی اوّلی بالمومنین من انفسهم». سپس بیان می‌كند كه پیامبران در قبال ولایت جامعه و هدایت مردم هیچ دستمزد و طلبی را دریافت نمی كنند پس دلیلی ندارد كه از فرمان‌های آنان سرپیچی كنند و بهتر است كه رهبری و ولایت آنان را در جامعه قبول نمایند. در آیات دیگری استمرار خط ولایت بیان شده است: سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده‌اند؛ همانا كه نماز را بر پا می‌دارند و در حال ركوع، زكات می‌دهند. و هشدار می‌دهد كه این خط ولایت تا روز رستاخیز استمرار می‌یابد. و جامعه اسلامی باید در تمامی زمان ها رهبری الهی داشته باشد.
در مورد نقش رهبری در اسلام از حضرت امام محمد باقر (ع) نقل شده هنگامی كه سخن از اركان اصلی دین به میان می‌اورد، ولایت (رهبری) را پنجمین و مهمترین ركن معرفی می‌كرد. در حالی كه نماز معرف پیوند خلق با خالق است روزه كه رمز مبارزه با نفس است و زكات پیوند خلق با خلق است و حج كه جنبه‌های اجتماعی اسلام را بیان می‌كند (چهار ركن اصلی است) و آن گاه امام اضافه می‌كند: هیچ چیز به اندازه ولایت و رهبری اهمیت ندارد. چرا كه اجرای اصول دیگر دینی در سایه آن خواهد بود. تا زمانی كه یك ولایت یك رهبر دینی در جامعه اسلامی وجود نداشته باشد، قوانین و احكام اسلامی جنبه عملی و اجرایی نخواهد داشت و این رهبر است كه بر اجرای صحیح و الهی این احكام در جامعه نظارت دارد. در واقع اط اعت از فرمان ها و دستورات رهبر برای تمامی مردم جامعه لازم و ضروری می‌باشد.‏

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
موضوعات مشابه
  • دفاع مشروع از منظر حقوق بين الملل و اسلام
  • ضرورت و اوصاف رهبري در جامعه اسلامي
  • آتانازی- قتل از روی ترحم Euthanasia
  • اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361
  • دستورالعمل اجرایی ماده 14 قانون اصلاح قانون بیمه شخص ثالث
  • مفهوم ولایتِ فقهى
  • فقه و عقل
  • سوالات امتحان درس حقوق عمومی در اسلام
  • احوال شخصیه در فقه و حقوق
  • تغییر جنسیّت از منظر فقهی و حقوق
  • سن ازدواج ، شرایط نکاح ، اقسام نکاح
  • بطلان عملیات دوران توقف و سرنوشت وصول طلب از طریق محاكم ویا ادارات ثبت
  • شرایط لازم برای احرازمقام وکالت
  • نظارت همگاني در نظام مردم سالاري ديني
  • مفهوم شناسي مدير و مدبر در شرايط رئيس جمهوري
  •  

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    سوال:
    پایتخت ایران
    پاسخ:*
    کد را وارد کنید: *