جستجو

ارسال مقاله

آر اس اس پایگاه

پنل کاربران

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 
عضویت
رمز را فراموش کردید ؟

جدید ترین مطالب

بازدید کنندگان عزیز میتوانند برای دریافت مقالات بیشتر به آدرس www.3law.ir مراجعه نمایند.

ضرورت و اوصاف رهبري در جامعه اسلامي

بازدیدها: 2887 نویسنده: ستار شیرویی تاریخ: 15 اسفند 1392 نظرات: 0

ضرورت و اوصاف رهبري در جامعه اسلامي
نویسنده: علی صالحی
 
امیرمؤمنان علی(ع) همواره بر نقش مردم در تحقق اهداف دولت و امت تأكید داشت؛ زیرا همه هدف وحی و پیامبران و اوصیاء و اولیای الهی (ع) تعلیم و تزكیه است تا مردم جایگاه والای خویش را بشناسند و حقوق خود را بدانند و در مقام انسانیت و خلافت الهی، تكالیف خویش را در برابر خود و دیگر آفریده‌ها به درستی بجا آورند. پس مدار و محور دین و پیامبران، دولت اسلامی و رهبران دینی، مردم است.
بر این اساس در آموزه‌های اسلامی مردم از برترین جایگاه برخوردار هستند و همه چیز در خدمت ایشان است. دانشمندان و عالمان و رهبران موظف هستند تا مردم را به حقوق خویش آگاه سازند تا آنان خود زمام امور را به دست گیرند و در چارچوب عقل و وحی و بر اساس آموزه‌ها و احكام عقل و دین، زندگی خود را سامان دهند و حقوق خود را مطالبه كنند. اینجاست كه مسئله ولایت و نظارت مردمی مطرح می‌شود؛ زیرا این مردم هستند كه ولی نعمت همه دولت و مسئولان هستند نه اینكه دولت و مسئولان ولی نعمت مردم باشند. به سخن دیگر، دولت و مسئولان و رهبران خادمان مردم هستند و این مردم هستند كه صاحبان حقیقی دولتند.
نویسنده با مراجعه به آموزه‌های وحیانی بر آن است تا نگرش امیرمؤمنان را درباره نظارت مردمی بر جامعه و دولت بیان كند.
مسئله ولایت به معنای سرپرستی مبتنی بر محبت از اصطلاحات اسلامی و قرآنی است. ولایت بیانگر نوعی رابطه عاطفی و عقلانی دو سویه است كه هر سو، حقوق و مسئولیتی در قبال سوی دیگر دارد. همه ما با ولایت والدین بر فرزندان آشنا هستیم. والدین سرپرستانی هستند كه از روی عقل و عاطفه، فرزندان را زیر بال و پر خود می‌گیرند و همه نیازهای آنان را برآورده می‌سازند. غیر از تغذیه به تعلیم و تربیت آنان اقدام می‌كنند و عاشقانه و از روی مهر و صفا فرزندان را پرورش می‌دهند تا به جایی برسند كه خودشان بتوانند مستقلاً زندگی خود را به عهده گیرند.
نوعی رابطه ولایی میان خدا و خلق وجود دارد كه خیلی فراتر از رابطه میان والدین و فرزندان است. اینجاست كه اشخاصی به عنوان اولیای الهی مطرح می‌شوند. (یونس، آیه 62؛ شوری، آیه 6) این افراد به سبب نوعی همانندسازی میان خود و خدا به این مقام می‌رسند. اینان در گام نخست زندگی خود، رنگ خدایی می‌گیرند و سپس در ادامه با زندگی شریعت محور و عبودیت و عبادت به جایگاهی می‌رسند كه از آن به مقام متألهین و ربانیون یاد می‌شود. (آل عمران، آیه 79)
اولیای الهی به سبب رسیدن به این مقام دارای درجات و مقاماتی هستند كه مختص و منحصر به آنان است به گونه‌ای كه از تسلط شیاطین جنی و انسی در امان هستند و خود نوعی ولایت نسبت به دیگران دارند كه ریشه در همان ولایت الهی دارد و به عنوان خلیفه و جانشین خدا عمل می‌كنند.
 
تكالیف و وظایف مؤمنان نسبت به هم
در مرتبه‌ای پایین‌تر میان افراد مؤمن یك رابطه ولایی است كه آن نیز ادامه ولایت الهی است. در پایین ترین درجه و مرتبه، رابطه ولایی میان مسلمانان برقرار است. هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر از ولایت برخوردار است. این ولایت دو سویه، موجب می‌شود تا حقوق و تكالیفی برای آنان مطرح شود. پیامبر گرامی(ص) در بیان این ولایت می‌فرماید:
كلكم راع و كلكم مسئول عن رعیته
هر یك از شما شبان و مسئول نسبت به دیگران است.
 
خداوند می‌فرماید: مردان و زنان با ایمان، دوستان یكدیگرند كه به كارهای پسندیده وا می‌دارند و از كارهای ناپسند باز می‌دارند و نماز را برپا می‌كنند و زكات می‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمان می‌برند. آنانند كه خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكیم است. (توبه، آیه 71)
این بدان معناست كه هر مسلمان و مؤمنی دارای حقوق و تكالیفی نسبت به خود و دیگران است. شناخت این حقوق و تكالیف است كه موجب رهایی انسان از خسران و زیان ابدی می‌شود كه همگی در دنیا گرفتار آن هستند؛ چرا كه انسان‌ها تنها با شناخت این تكالیف نسبت به خدا و خلق و حقوق خود و دیگران و انجام آنهاست كه می‌توانند خوشبختی را دریابند و در دنیا و آخرت سعادتمند شوند. (سوره عصر)
البته از آن جایی كه شناخت این حقوق و تكالیف از عهده عقل برنمی آید؛ چرا كه عقل كلیات را درك و اثبات می‌كند ولی در بیان جزئیات و شناخت آن در می‌ماند؛ وحی به مدد عقل آمده است تا تمام این تكالیف و حقوق را بیان كند و حتی رهبرانی را فرستاده و معرفی كرده كه بر اساس آن مردم، هم راه را بشناسند و هم چگونگی عمل را بدانند. این افراد كه همان پیامبران و اولیای الهی هستند، به عنوان اسوه‌های نیك و الگوی برتر و كامل معرفی شده اند. (احزاب، آیه 21 و آیات دیگر)
از جمله این اسوه‌های نیك و برتر قرآنی حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) است. (نساء آیه 59؛ آل عمران، آیه 61؛ مائده، آیات 3 و 54 و آیات دیگر) ایشان به سبب آنكه انسان كامل و معصوم و متأله و ربانی است، خلیفه الهی است و از همان ولایت كامل و مطلق الهی برخوردار است. ایشان بر اساس همان قاعده ولایت عمومی و همگانی كه در قرآن برای هر مسلمان و مؤمنی بیان شده، خواهان نظارت كامل مردم است تا حقوق و تكالیف، چنان كه عقل و وحی بیان كرده، اجرا شود.
 
نظارت مردمی، ولایت الهی
انسان به هر دلیلی چون استخدام چنانكه علامه طباطبایی معتقد است یا به سبب خلقت الهی كه زوج و جفت آفریده است یا هر دلیل دیگر، موجودی اجتماعی است. همین مسئله موجب می‌شود تا انسان‌ها از نظر روحی و عاطفی یا تعاون و همكاری به یكدیگر نیازمند باشند و اجتماع را تشكیل دهند؛ چرا كه به تنهایی نمی توانند به كمال برسند و راه رشد را بپیمایند. دست كم هیچ مرد و زنی به تنهایی كامل نیستند و به كمال نمی‌رسند و از بسیاری جهات كمالی نیاز دارند كه در كنار هم باشند تا بسیاری از تجربیات كمالی از جمله عشق و مؤدت و ایثار و سكونت و آرامش را درك كنند. آرامش و عشق و محبت و مؤدتی كه از طریق زوجیت به دست می‌آید هرگز با عوامل دیگر به دست نمی‌آید.
امیرمؤمنان علی(ع) در سخنی نكته ای را مورد توجه قرار می‌دهد و در آن معلوم می‌دارد كه مثلاً قدرت واقعی جز از طریق جماعت به دست نمی آید. آن حضرت(ع) می‌فرماید:
الزموا السواد الاعظم، فان یدالله مع الجماعه و ایاكم و الفرقه فان الشاذ من الناس للشیطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب؛
همواره با جمعیت و اجتماع باشید كه دست خدا همراه آن است. از جدایی و پراكندگی بپرهیزید كه انسان تنها، اسیر شیطان است، همان گونه كه گوسفند دور از گله، طعمه گرگ است. (نهج البلاغه، خطبه127)
البته همه اجتماعات انسانی، موجب رسیدن به كمال نیست؛ بلكه تنها اجتماع خردمندان و اهل فطرت و عقل است كه این گونه است؛ چرا كه دارای یك نوع تقوای عقلانی است كه عقل نظری و عملی مستقل بدان رهنمون می‌شود. از جمله اینكه عقل به حسن عدالت و قبح ظلم یا حسن وفای به عقد و عهد و یا حسن امانت و قبح و زشتی بی وفایی و خیانت حكم می‌كند. اینها بخشی از اصول اخلاقی عقل است كه شریعت و وحی نیز آن را تأیید و امضا كرده است.
پس هر اجتماعی از نظر عقل و وحی، اجتماع رشدی و مناسب نیست، بلكه اجتماعی كه بر شرك كه ظلم بزرگ است (لقمان، آیه31) یا كفر فرمان می‌دهد و یا بر اساس كارهای ضداخلاقی و زشت چون فجور و هنجارشكنی و منكرات می‌رود (نوح، آیه27) اجتماعی است كه می‌بایست از آن پرهیز كرد؛ چرا كه چنین اجتماعی انسان را به شقاوت و بدبختی دنیا و آخرت گرفتار می‌كند. (همان)
جامعه سالم از نظر امیرمؤمنان علی(ع) جامعه ای است كه در آن مردم حقوق حكومت را ادا كنند و حكومت نیز حقوق مردم را رعایت كند. حق و عدالت در میان آنها قوی و نیرومند و راه دین و دینداری استوار و جاودانه است و نشانه‌های تحقق عدالت اجتماعی نمایان است. امور زندگی فرد و جامعه در مجرای اصلی خود قرار گرفته و جامعه و زمانه اصلاح می‌شود. (همان، خطبه 216)
جامعه آلوده و ناسالم جامعه ای است كه گوینده حق در آن اندك و زبان از گفتار راست ناتوان و گنگ و حق جویان در آن خوار و ذلیل هستند. (نهج البلاغه، خطبه233) در چنین جامعه ای رعیت و ملت بر حكومت خویش چیره و یا حكومت و رهبر بر مردم ظلم روا می‌دارد. نظم اجتماعی در آن فروپاشیده و نشانه‌های جور و ستم، آشكار و اعمال ناروا در امور دین در آن فراوان است. (همان، خطبه 216)
جامعه همان گونه كه هدف‌ها و روش‌های خاصی را به عنوان فلسفه و سبك زندگی انتخاب می‌كند، ناچار به ایجاد دولت و حكومتی است كه آن اهداف را در چارچوب آن روش‌های خاص یعنی سبك زندگی مخصوص به آن جامعه پیش می‌برد. از این رو امیرمؤمنان علی(ع) از لزوم برقراری حكومت در جوامع بشری سخن می‌گوید و می‌فرماید: مردم نیاز مبرم به حكومت و رهبری دارند؛ خواه نیكوكار باشد یا بدكار. مومنان در سایه حكومت و برقراری نظم اجتماعی به كار مفید خویش سرگرم می‌شوند و كافران نیز از زندگی مادی خود بهره می‌برند. باید حكومتی وجود داشته باشد تا مردم زندگی عادی خود را تداوم بخشند تا مالیات‌های كشور جمع آوری گردد و دشمنان مهاجم، دفع شود و امنیت در جاده‌های كشور حكم فرما باشد. (همان، خطبه40)
آن حضرت(ع) می‌فرماید:
از میان حقوق الهی، بزرگ‌ترین حقی كه واجب شده همان حق حكومت و رهبری اسلامی بر مردم و حق مردم بر حكومت و رهبر است. این فریضه ارزشمند را بر هر كدام از زمامداران و رعایا قرار داده است؛ زیرا رعایت حقوق حكومت و مردم مایه الفت و پیوستگی آنان با یكدیگر و عزت و نیرومندی دین شان است. (همان، خطبه216)
اما شكی نیست كه حكومت و قدرت مانند هر كار دیگری نیازمند نظارت دائمی است؛ البته در اسلام مسأله ای به نام قدرت معنایی ندارد و دولت از ولایت برخوردار است نه قدرت. ولایت به معنای سرپرستی از روی محبت است؛ بنابراین مانند سرپرستی والدین بر فرزندان است كه بیش از آنكه سرپرست سود برد فرزند سود می‌برد و اینگونه است كه ولایت اولیای امور، نوعی خدمت گزاری عاشقانه است؛ زیرا هر كسی كه در مرتبه بالاتری از ایمان قرار می‌گیرد در می‌یابد كه سعادت واقعی در خدمت به مردم و از مصادیق عبادت الهی است.
مردم با توجه به كتاب و قانون و سنت‌ها و سیره پیشوایان دین از مسئولان می‌خواهند كه همان گونه رفتار كنند و از دایره عدالت و انصاف بیرون نروند. اگر امت اسلام به سنت‌ها و سیره‌های پسندیده عقلانی و وحیانی انس بگیرد و عادت كند، نسبت به هر گونه انحراف حساس می‌شود و گوشزد می‌كند و اجازه نمی دهد كه كاری به فساد و انحراف برود. (نهج البلاغه، نامه53)
البته امیرمؤمنان علی(ع) به این نكته توجه می‌دهد كه مردم همواره رهبران اجتماعی را الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند، زیرا آنان را انسان‌های موفق می‌شمارند. پس از ایشان پیروی كرده و آنان را اسوه خود قرار می‌دهند. اگر اولیای امور و مسئولان حكومتی افراد غیرصالح انتخاب شوند، در یك فرایند، سنت‌های پسندیده دگرگون می‌شود و مردم به سنت‌ها و آن سبك زندگی خوی می‌گیرند كه اولیای غیرصالح در پیش گرفتند. از این رو حضرت بر انتخاب صالحان برای مصادر امور تأكید كرده و می‌فرماید: مردم بدون اصلاح زمامداران و حاكمان، اصلاح نمی گردند و اولیای امور نیز جز با درستی و استقامت مردم یك جامعه اصلاح نمی‌شوند. (همان، خطبه 216)
پس شكی در این نیست كه مردم و دولت در یكدیگر تأثیر دارند، هر گاه دولت فاسد شود ملت اگر با استقامت در دین و سبك زندگی خود دولتمردان را اصلاح نكند، خود نیز فاسد می‌شود. پس می‌بایست همواره بر كار اولیای امور نظارت داشته و آنان را در كوچك ترین انحراف به استقامت و اصلاح امور وادار سازند، زیرا تغییرات فرهنگی به كندی انجام می‌گیرد و چنان مانند خوره و سلول‌های سرطانی رشد می‌كند كه جامعه ناگهان با مرگ و فساد مواجه می‌شود.
 
راه نظارت مردمی از نظر امیرمؤمنان(ع)
امیرمؤمنان علی (ع) همان گونه كه اصل كلی نظارت مردمی را بیان می‌كند، راه‌های نظارت را نیز تشریح می‌نماید تا مردم در چارچوب آن بتوانند به اصلاح رفتار دولت بپردازند:
1- تقویت روح مسئولیت پذیری: مردم باید به این حد از بلوغ فكری برسند كه فعالانه در همه امور مشاركت داشته باشند و خود را كنار نكشند. رهبران الهی همواره بر این مطلب توجه داده اند كه مردم، حقوق خویش را بشناسند و برای تحقق آن قیام كنند. (حدید، آیه 25) هدف ایشان ایجاد روحیه مسئولیت پذیری و دفاع از حق و حقوق خود و قیام حتی به شمشیر بوده است. امیرمؤمنان علی(ع) نیز می‌فرماید: ای مردم از خدا بترسید و پرهیزگار باشید، زیرا از همه شما در روز قیامت بازخواست خواهد شد. شما مسئول امور آفریده‌های خدا حتی از شهرها و حیوانات خواهید بود. خدا را اطاعت كنید و از فرمانش سرپیچی نكنید. هر گاه نیكی و خوبی‌ها را مشاهده كردید، انتخاب كنید و اگر بدی دیدید از آن اعراض كنید. (خطبه آیه 127)
خلافت الهی انسان مقتضی این معناست كه نسبت به آبادانی زمین (هود، آیه 61) و حتی پرورش حیوانات و حمایت از آنان بكوشند. پس نقش ایشان در برابر مسئولان و رهبرانی كه هدایت جامعه را به عهده گرفته اند بیش از هر كسی و هر چیز دیگری است و می‌بایست كاملاً رفتار و افكار آنان را ردگیری كنند و در صورت انحراف و كژی، به عدالت و استقامت وادار سازند و اصلاح نمایند.
2- تقویت اعتقاد به معاد: معاد نقش بسیاری در تغییر و اصلاح رفتار آدمی دارد. اگر كسی دنیا را تنها دری به سوی جهانی دیگر بداند و این كه هر كاری را می‌بایست پاسخ گو باشد و خداوند از مثقال ذره هم نمی گذرد (زلزال) در این صورت هم كارهای خویش و هم كارهای دیگران را زیرنظر می‌گیرد تا بر اساس آموزه‌های عقلانی و وحیانی باشد. امیرمؤمنان(ع) در بسیاری از نامه‌ها مردم و دولتمردان و كارگزاران را به این نكته توجه می‌دهد تا كارهای خویش را براساس معاد و بازخواست روز جزا هماهنگ سازند. (همان، خطبه27)
3- زنده كردن روح تعهد و وفاداری: انسان چنان كه امیرمؤمنان علی(ع) فرمود در برابر خود و بلكه همه موجودات هستی مسئول است؛ زیرا مقتضای خلافت الهی اوست. از این رو، ستم كردن بر مورچه را نیز ناروا و گناه می‌شمارد و حاضر نیست تا در برابر همه عالم حق مورچه ای به ستم ستانده شود: سوگند به خدا اگر همه عوالم هفتگانه عالم هستی را به من بدهند تا پوست جویی را از دهان مورچه درآورم هرگز انجام نخواهم داد. (همان، خطبه 224) او حاضر نیست برای هوی و هوس خود غذای لذیذ بخورد در حالی كه می‌داند مردم در گوشه ای از حجاز و یمامه قرص نانی ندارند. (همان، نامه45)
4- تقویت روح تعاون و همكاری: اسلام بر تعاون و همكاری در كارهای نیك و پسندیده تأكید می‌كند: تعاونوا علی البر و التقوی. بنابراین اگر جامعه اسلامی از چنین روحیه مشاركت در كارهای خیر و نیك برخوردار شود و همگی نسبت به كارهای دولت حساس باشند تا به كارهای نیك بپردازد، در آن صورت جامعه مطلوبی می‌شود. امام علی(ع) می‌فرماید: از حقوق واجب الهی بر بندگان این است كه به اندازه توانایی خود در خیرخواهی و نصیحت به دیگران بكوشند و برای برقراری حق و عدل همكاری و هماهنگی داشته باشند. (همان، خطبه 216)
5- اجرای امر به معروف و نهی از منكر: امر به معروف و نهی از منكر مهم ترین دستور و راهكار نظارتی است كه اسلام بیان كرده است. این اصل بسیار مهم امام حسین(ع) را به قیام علیه دولت یزیدی وا می‌دارد. امر به معروف و نهی از منكر از تمام خوبی‌ها برتر و بالاتر است: تمام اعمال نیك حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منكر همانند قطره ای در برابر دریاست. (نهج البلاغه، حكمت 374) از نظر امام نظارت مردمی از مصادیق جهاد و جنگ مقدس است: جهاد در راه خدا چهار قسم است كه دو قسم آن بر امر به معروف و نهی از منكر تكیه دارد. (همان، حكمت31) امام علی (ع) می‌فرماید:
آن دو از صفات الهی است كه نه اجل و مرگ را نزدیك می‌كند و نه از روزی می‌كاهد (همان، خطبه156)
اینها نمونه‌هایی از راهكارهایی است كه امام علی(ع) برای نظارت مردمی بیان كرده است. به هر حال، در اسلام نظارت مردمی بر كاركرد مسئولان و رهبران جامعه امری ضروری و لازم است كه موجب رشد و بالندگی جامعه و افزایش مشاركت سیاسی و اجتماعی می‌شود و اهداف جامعه به شكل ساده‌تر و آسان‌تری تحقق می‌یابد.

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
موضوعات مشابه
  • ولايت پذيري؛ ضامن كمال بشريت
  • سیاست به چه معناست ؟
  • آتانازی- قتل از روی ترحم Euthanasia
  • حقوق شهروندی از دیدگاه امام خمینی (ره)
  • تابوی بازنگری قانون اساسی باید شکسته شود
  • نقش باورهای دینی در پیشگیری از جرم
  • دموکراسی،‌ توتالیتریسم‌، استبداد
  • طرح تکریم ارباب رجوع و حقوق شهروندی
  • ثبت اسناد و املا‌ك كشور و توسعه قضايی
  • به دست آوردن مالی از طریق تحصیل نامشروع
  • حقوق شهروندی از دیدگاه تالكوت پارسونز
  • رونق کسب‌وکار، عامل کاهش فساد اداری
  • نظارت همگاني در قانون اساسي
  • نظارت همگاني در نظام مردم سالاري ديني
  • تأثیر فساد مالی بر امنیت ملی
  •  

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    سوال:
    پایتخت ایران
    پاسخ:*
    کد را وارد کنید: *