جستجو

ارسال مقاله

آر اس اس پایگاه

پنل کاربران

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 
عضویت
رمز را فراموش کردید ؟

جدید ترین مطالب

بازدید کنندگان عزیز میتوانند برای دریافت مقالات بیشتر به آدرس www.3law.ir مراجعه نمایند.

زندان و تاثیرات آن بر زندانی و مجرمان

بازدیدها: 566 نویسنده: kamrani تاریخ: 27 خرداد 1395 نظرات: 0

زندان و تاثیرات آن بر زندانی و مجرمان


 علی کامرانی

 کارشناس ارشد دانشگاه تربیت مدرس


 

فصل اول:زندان واصلاح وتربیت

فصل دوم:جامعه شناسی وزندان

فصل سوم:حقوق زندانیان درمراحل پنجگانه آئین داری

فصل چهارم:حقوق زندانیان

 

چکیده

مفهوم جرم و مجازات همواره مترداف یکدیگر هستند ، به گونه ای که تعریف جرم بدون مجازات مربوط به آن و به عکس عملی نمی باشد . شیوه مجازات به مرور زمان و در طول تاریخ تغییرات چشمگیری پیدا کرده است .

در گذشته مجازات ها صورتهای خشن تری در مقایسه با حال داشتند . امروزه مجازات حبس و سلب آزادی ، جایگزین شیوه های پیشین شده و به همین دلیل در دوران معاصر بر اهمیت زندان ها و نقش آنها در مجازات و پیشگیری از جرم افزوده شده است . وجود مجازاتی در قالب حبس و زندانی کردن مجرم از 2 طریق باعث پیشگیری از وقوع جرم می شود . نخست مجرم را از جامعه دور نگه می دارد و احتمال ارتکاب مجدد جرم را کاهش می دهد . دوم ، زندان سبب می شود که افراد پیش یا هنگام ارتکاب جرم نسبت به عواقب آن حسابگری نمایند و از ترس عواقب ازانجام آن عمل منصرف شوند . اما پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا برای پیشگیری بیشتر از جرم باید سقف مجازات را افزایش داد و یا به عبارت دیگر آیا مجازات زندان همیشه می تواند مفید واقع شود ؟ و در نهایت این که زندان چه تاثیرات منفی میتواند روی زندانیان داشته باشد ؟ تحقیقات مختلفی در این زمینه نشان می دهد که بین مقدار نتایج منفی مجازات و میزان جرم رابطه خطی برقرار نیست . به عبارت دیگر این نتیجه تنها در محدوده ای قابل تعمیم است که وجدان و عرف اجتماعی بین مجازات و جرم تعادلی را حس کند . در حقیقت تنها یا میزان خاصی را افزایش مجازات مجرم کاسته شده و یا ثابت نگه داشته می شود و چنانچه مجازات افزایش بیشتری یابد ، چه بسا میزان جرم هم افزایش پیدا کند .

در یک دیدگاه کلی می توان اذعان نمود که زندان تاثیرات عینی و ذهنی منفی روی زندانیان دارد . تاثیرات عینی شامل زمینه خانوادگی ، اشتغال ، بیکاری ، آموزش و یادگیری فنون ارتکاب جرم و ... می باشند . تاثیرات ذهنی منفی نیز شامل تصور زندانی از مدیریت زندان ، توجیه گرایی برای جرم انجام شده ، دیدگاه او نسبت به دستگاه قضایی ، دیدگاه او نسبت به قانون و ... می شود . توضیح اینکه از هم گسیختگی خانوادگی به صورتهای طلاق ، بی سرپرستی ، دوری از خانوداه ، فقدان همانند سازی لازم با خانواده ، عدم پذیرش و طرد شدن از خانواده و ... در خانواده های زندانیان جلوه گر می گردد. علاوه بر موارد یاد شده ورود به زندان منجر به تغییر در منافع و هزینه ها می شود .

 

 

زندانیان با از دست دادن شغل خود ، باعث پایین آمدن سطح زندگی خویش می شوند و احتمال به دست آوردن شغل مناسب بعد از آزادی از زندان کاهش می یابد ، در نتیجه سبب از دست دادن ابزار مشروع کسب اهداف می شود .

مجازات زندان همواره تاثیر مثبتی ندارد و می تواند در گسترش انحرافات نیز موثر واقع شود . زمانی که ما شخصی را که برای اولین بار به یک رفتار انحرافی دست زده است ، به زندان می اندازیم ، او را در واقع وارد یک شبکه از روابط اجتماعی منحرفان می کنیم که در میان آنها رفتار انحرافی تشدید و تشویق می شود ، زیرا زندانیان بتدریج با یکدیگر روابط اجتماعی برقرار می کنند و درباره خصوصیات زندگی خود ، کارهایی که کرده اند ، علت دستگیری و برنامه آینده با همدیگر صحبت می کنند . از این طریق بتدریج در میان آنها روابط اجتماعی به وجود می آید که مانند هر رابطه اجتماعی دیگری در درون خود دارای یک مجموعه از قواعد و هنجارهای خاص خواهد بود و طی آن در افراد یک نوع احساس رعایت دیگران به وجود می آید . بدین معنا که شخصی که دست به کارهای خطرناک و جسورانه زده است از شجاعت بیشتری نیز برخوردار است و خود را نسبت به دیگران برتر می پندارد . از این طریق در میان افراد نسبت به توانایی ها و سابقه انحرافات ، یک نوع سلسله مراتب و نوعی هنجار و مقیاس ارزشی به وجود می آید . حال وقتی شخص جدیدی وارد این شبکه روابط اجتماعی می شود ، مایل است با دیگران رابطه داشته باشد و از جانب دیگران پذیرفته شود در نتیحه او هنجارها و مقیاس های ارزشی زندانیان را می پذیرد خود را با آنها مقایسه می کند و مایل است از جانب آنها تشویق شود . این مسئله با نحوه طبقه بندی مجرمان بر اساس مدت حبس ارتباط تنگاتنگی دارد عده ای از زندانیان به علت آشنایی با جرایم دیگر به سوی آنها گرایش پیدا می کند و دراین زمینه جرایم مالی و سرقت بیشترین جاذبه را برای مجرمان دارد . از دیدگاه مذکور در مجموع زندان بدترین تاثیر آموزش خود را بر مجرمان بی تجربه و مبتدی بر جای می گذارد. اولین اثر زندان در هزینه ارتکاب جرم ، کاهش تاثیر حبس عنوان مجازات در امر بازدارندگی فرد از ارتکاب جرم می باشد . تغییر در ارزشهای اجتماعی و بکارگیری شیوه های توجیه از دیگر تاثیراتی است که هزینه مجازات را کاهش می دهد . یکی دیگر از تاثیرات زندان تغییر نگرش زندانی نسبت به آیین و دستگاه قضایی است .

به زیر سوال رفتن مشروعیت و دستگاه قضایی یکی از زمینه هایی است که بر احتمال قانون شکنی و ارتکاب جرم مجرم می افزاید . طرد اجتماعی یکی از اصلی ترین هزینه های مجازات زندان است . از این رو در صورت واقع شدن آن ، این هزینه مجازات برای ارتکاب مجدد جرم بشدت کاهش می یابد ، زیرا فرد در اولین زندان خود تا حدود زیادی این هزینه طرد را تحمل کرده است . با توجه به مطالب ارائه شده می توان گفت که متاسفانه زندان بیش از آنکه مشکلات اخلاقی ، اجتماعی ، روانی و اقتصادی را حل کند همچنان بر این مشکلات می افزاید . اعاده حیثیت در عمل به سرخوردگی یاس و طغیان در جامعه ختم می شود . آنچه که مسلم است امروزه ضرورت مجازات مجرم همچنان باقی است اما اگر تنبیه ضروری است نباید برای اعمال آن حقوق مسلم انسانی زیر پا گذاشته شود . مهم تر اینکه مجازات باید متناسب با جرم و میزان تقصیر مجرم در وقوع آن باشد هر چند که این تصور جنبه آزادی دارد اما باید در جستجوی راه حلی منطقی بود و جرم و پیامدهای آنرا با در نظر گرفتن قربانی شدن مجرم در اثر اعمال مجازات بررسی کنیم . در عصر حاضر نظامهای قضایی و کیفری باید کاملتر و امروزی شود تا محکومیت ها و اعمال آنها به گونه ای باشد که اعتماد زندانی به او باز گردد و برای ایفای نقشی سازنده و مفید در جامعه آماده شود زندان باید آخرین چاره باشد آنهم برای کسانی که تهدید آشکاری برای اجتماع هستند . اکنون در بسیاری از نظامهای جزایی جانشین های گوناگون برای محکومیت به حبس در نظر گرفته شده است . از جمله بازداشت در منزل ، آزادی محدود ، آزادی با مجوز و دیگر شکلهای بازداشت ناپیوسته ، مجازات تعلیقی که دامنه آن از حبس تعلیقی تا عفو مشروط و طیف گسترده ای از اقدامهای تعلیقی ، آزادی تعلیقی و مشروط را در بر می گیرد . جانشین هایی برای محکومیت های توفیقی که هم به سود خلافکار است و هم به سود جامعه ، اجرای طرح خدمت به جامعه به جای رفتن به زندان ، استفاده از مچ بندهای الکترونیکی به عنوان زنجیرهای نامرئی نشان می دهد که انسان در قرن حاضر در کیفر شناسی علمی خود به دنبال راههایی می گردد که در آن اثری از زندان نباشد و به جای زندانی کردن مجرم از شیوه های جایگزین دیگری استفاده نمایند . پژوهش برای یافتن جانشین هایی برای حبس، نارسایی های سازمان زندان ها را جبران نمی کند . تعداد زیادی از زندانیان کسانی هستند که محکوم نشده اند ، اما آنها را برای بازجویی یا تکمیل پرونده جهت تشکیل دادگاه و صدور حکم در بازداشت نگاه داشته اند . این گونه زندانیان از لحاظ نظری تا زمانی که جرمشان ثابت نشده بی گناه به شمار می آیند ، اما تجربه آنها از زندگی در زندان واقعا تفاوتی با بزهکاران محکوم ندارد . برای این گونه افراد باید روشهای دیگری غیر از بازداشت پیدا کرد که حضورشان را در دادگاه تضمین کند . بعضی از این روشها مانند قوانین سرپرستی اجباری ، تسلیم مدارک ویژه و وثیقه هم اکنون وجود دارد .

قضات باید این گونه کارها را همچون جانشین هایی برای زندان تشویق کنند . 1 - اگر بتوان از محیطهایی به غیر از زندان و با نام دیگر در فضایی مناسب و شیوه هایی نظارتی متفاوت از مجرمانی که اولین بار مرتکب جرمی شده اند نگهداری کرد، بسیار می تواند در کاهش احتمال ارتکاب جرم مجدد موثر باشد .

2 - طبقه بندی صحیح مجرمان بر اساس سابقه و مدت حبس 3- آموزش مهارت های لازم به صورت نظری و عملی به مدیران ، کارکنان اداری و زندانبانان تا بتوانند در کنار مدد کاران اجتماعی به آماده سازی زندانیان برای بازگشت به زندگی در جامعه کمک کنند . 4 - پذیرفتن اینکه زندانیان هنوز عضو جامعه هستند و باید به آنان اجازه داد تا از طریق حقوق شهروندی خود برخوردار شوند . مفهوم حقوق زندانیان پیش شرط اصلی همه سیاست های کیفری است که دعوی عقلانیت و پیشگیری از جرم و توجه به امنیت همگانی و کیفیت زندگی شهروندان را دارد . 5 - کاهش تراکم زندانی تا حد استانداردهای موجود در زندانها ، گسترش امکانات آموزشی، تربیتی و ... مانند امکان ملاقات های بیشتر، استفاده از خدمات مددکاری و دادیاری . 6 - استفاده از شیوه های جایگزین به جای زندانی کردن . به طور کلی برای حل مسائل سازمان زندان ها لازم است که رهیافتی خلاقانه برای اجرای آن بیندیشیم و نیز روشهایی را جانشین آن کنیم که در عین تنبیه مجرم امکان بازآموزی او را فراهم آوریم تا شهروندی مسوولیت پذیر و مفید به جامعه تحویل دهیم .

 

 

مقدمه:

مقوله مدیریت زندانها در عصر حاضر یکی از پیجیده ترین مقولات اجتماعی ومدیریتی محسوب میشود. تفکرات نوین وایده های متنوع راجع با مجازات حبس وجهت گیری های اسلامی و تربیتی سایه ای برنگرش های پلیسی وامنیتی سابق انداخته است.اکنون در تمامی دنیا سعی می شود که ازجدیدترین روشهای اصلاحی برای نجات زندانی استفاده شود.روش های قدیمی وسنکوب کردن زندانی دیگر طرفدارچندانی ندارد وحتی آنان که نیم نگاهی با این شیوه ها دارند.به کارایی وثمر بخشی آن با شدت تردید دارند.مدیریت زندانها ودستگاهای نظارتی و حمایتی زندانها به دنبال روش هاوالگوها کاراواثر گذار هستند تا ضمن کاهش هزینه های سنگین نگهداری ، از ورودمجدد و بی رویه مجرمین سابقه دار جلوگیری نمایند . خمیرمایه ای که می تواند بغرنج ترین انحرافات انسانی وفکری را سامان بخشد این ویژگی انحصاری بااستفاده از شیوه های درمانی موثرکه تکیه گاهشان روح و ابعاد معنوی انسان ها است ، به معجونی معجزه گر تبدیل شده است که امروز آثار آن را در برخی از زندانیهای ایران می بینیم .خروج برکسی پوشیده نیست که بازداشت وحبس افراد نه تنها موجب زیان مالی فرد در بند و خانواده ی تحت تفکل وسرپرستی او نیزمی شود ، بلکه موجب تالمات روحی وصدمات معنوی وحیثیتی بسیار نسبت به افرادخانواده اش هم میگردد . وقتی که بازداشت وزندان غیرحق باشد این تالمات وجراحات عاطفی به مراتب بیشتر خواهد بود .ازهمین جااست که محبت ازجبران خسارت چنین افرادی نه فقط امروز،که از گذشته مطرح بوده است.امروزه بسیاری ازکشورها،جبرانخسارت افرادی راکه دربازداشت یازندان بوده ویابه ازای گناه شناخته شده ، وبراعت حاصل کرده اند ، پذیرفته اند.به هرحال همانگونه که گفتیم در مورد جبران خسارت ناشی از بازداشت وزندان غیرقانونی ، مشکل اصولی وجودندارد ، وبسیاری ازکشورهااین جبران راپذیرفته اند. البته زندان به عنوان یکی ازطریق عقوبت انسانهایی که مرتکب بزه واعمال مهمی می شوند از قدیم الایام در دنیا معمول بوده است . به تدریج در اثر نفوذ افکارمصلح ، خصوصاتعلیمات پیامبران الهی توجه به کرامات ذاتی انسان ودرنتیجه تربیت وبازپروری محکومین مورد اهمیت قرارگرفته است ودرقانون هرکشور برای جلوگیری از وقوع وتکرارجرایم و مهارکردن مجرمین وافراد خطرناک ، کیفرزندان پیش بینی شده است وبه همین علت موضوع زندان و حقوق زندانیان مورد توجه قرار گرفته است .

 

 

 

 

فصل اول:زندان واصلاح وتربیت

گفتار اول:اندیشه های حقوق مدار تا اندیشه های القا گرایانه

رعایت حقوق زندانیان وتوجه به این حقوق درزمانی است که اندیشه های انسانی را به خود معطوف داشته است واندیشه های اصلاحی تربیتی را درافکار افلاطون و ارسطو در یونان باستان ، پیامبران الهی چون حضرت مسیح (ع) و پیامبر گرامی اسلام ، بزرگان وپیشوایان دین مبین اسلام چون امام علی (ع) فقها وحقوقدانان واندیشمندان اسلامی چون غزالی ونیز علمای مذهبی ومسیحی چون سن اگوسنین وسن تومار کن می توان دید.

 

(( درقرن وسطی نخستین بارشورای کلیسای اکس لاشابن در سال 813 میلادی خواندن انجیل ، ملاقات کشیش بازندانیان وکاردش را برای آنان توصیه نمود ، در اواخر قرون وسطی واوایل قرون جدید با آنکه هنوزحبس به عنوان یک کیفر اصلی واردزراتخانه های کیفری نگردیده بود ، ولی برخی اندیشمندان ، به ویژه کسانی نظیر ژان مبیون فقیه فرانسوی و پاپ کلمان یازدهم اندیشه هایی را درباب رفتار انسانی بازندانیان واصلاح تربیت آنان برجای گذاشتند ، ولی درواقع رسوخ اندیشه های انسان گرایانه وحامی حقوق زندانیان را باید در عصر روشنگری ودر پی آن انقلاب کبیر فرانسه دنبال نمود چه در این زمان بودکه اندیشمندانی چون خان هوارد انگلیسی که خود به تنهایی به بازدید زندانهای اروپایی پرداخته بود کتابی تحت عنوان (( وضعین زندانها )) منتشرساخت وافکاری دراین اثر و سایر آثارش ازجمله طرح مشهورش مرسوم به (( پان اپتیکن )) مورد تقلید اقتباس قانونگذار انقلاب فرانسه قرار گرفت وازآنجا نیز وارد قوانین سایرممالک گردید . پس از انقلاب کبیرفرانسه وازآنجاکه حبس به عنوان یک کیفراصلی وارد مجموعه های قوانین کیفری گردیده بود توجه اندیشمندان بیشتر معطوف به امور زندانبانی ، کیفرشناسی وعلم اداره زندانها شد . درواقع ریشه عمده ی حقوق زندانبان را نیز باید درافکار اندیشمندان این دوره به ویژه شارل لوکاس ، رسی ، متیرمایر و فرانسواگیزو پیدا نمود ، چون این دانشمندان بودندکه با افکارخود در حقوق جزا مکتب کیفری زندانها را بنیان گذاری کردند.1

مبحث اول:نظام سلب آزادی:

سلب آزادی از نظراصولی یک مجازات اصلی است ولی در شرایط اسف باری باری اجرا می گردد . بنابراین پوشش این نویسندگان دراین بود که (( نظام زندانبانی )) نوین را تجسم کنند . به دین منظور آنان از تحقیقات و آموخته ای حقوق تطبیقی الهام گرفتند ، که نخستین مطالعات جدی حقوق کیفری ، درموردحقوق زندانهاست .

در این زمینه می توان کتاب دولافارل راتحت عنوان (( نگاهی به نظام سرکوب گروزندانبانی کشورهای دنیای قدیم وجدید )) که درسال 1844 منتشر گردید نام برد.این کتاب برای نمایندگان مجلس که قرار بودپیرامون اصلاح زندانها به بحث وشور بپردازند نگاشته شده بودومملواز اطلاعاتی درمورد زندانهای پروس،انگلستان،ایرلند ،ترکیه،ونظایر آنها بود.ازآن مهمتر باید پژوهش ستایش انگیزدوبومن ودوتوکویل را نام برد که به دستوردولت لویی فیلیپ پیرامون زندانهای ایالت متحده آمریکا انجام شده بود.این دو نویسنده از دو سفری که در سالهای1831 و1836 به آمریکا کردند گزارشی پیرامون نظام زندانهای آن کشور تهیه و به ارمغان به فرانسه آوردند .

گزارشی مزبور سه باردرسالهای 1833،1836 و1854 چاپ گردید .آنچه که به طور ستایش انگیزی آموزه ای زندانهارادر سال1830تا1850 خلاصه میکند.قطعنامه ای است که در سال1846 درکنگره ی فرانکفورت مورد تصویب قرار گرفت((زندان انفرادی)) به طور کلی نسبت به محکومان ، با تشدید یا تخفیف آن برحسب ماهیت پرونده ها و محکومیتها و نیز شخصیت آنان صورت می پذیرفت .

مبحث دوم:مدت سلب آزادی

نخست درمورد مجازاتهای موقت (( محدود در زمان )) مساله عبارت بود ازاین که آیا مجازات اجرا شده باید دقیقا منطبق با مجازات اعلام شده باشد یا برعکس ، برحسب رفتاروکردار محکوم درطول اجرای کوتاه کردن (( به جزعفو )) حتی طولانی کردن مدت آن قابل تصور است اندیشه ی فردی ساختن که مورد احترام مکتب نئوکلاسیک بود باعث شد که نویسندگان بخش علم اداره ی زندانهای این مکتب نظر دوم را توصیه کنند . دراین جا باید از بن ویل دومارسنگی ، قاضی ای که سرشارازاندیشه های خلاق بود ودر یکی ازآثاربیت و چهار پیشنهاد دراین باره به قانونگذارکرده بود نام برد .

گفتار دوم:حقوق مداری در زندان های ایران

توجه به حقوق زندانیان وحذف کیفرهای بی رحمانه را باید در اندیشه ها و فرامین امیر کبیر جست وجو نمود ، وی در سال1266 هجری قمری فرمانی صادر نمودکه به موجب آن رسم شکنجه کردن مجرمان وبزهکاران ممنوع اعلام شد ، ولی پس ازعزل وی این اصطلاحات دوام زیادی نداشت . دراواخر دوران قاجاریه باتوجه به مسافرت ایرانیان به خارج از کشور، ورود کالاوتکنولوژی غرب به ایرانیان ومسافرت های متعدد اشخاص خارجی باب مراوده بین ایران وممالک اروپایی بازشد . درمسافرت هایی که ناصرالدین شاه به فرنگ کرده بود او و اطرافیانش تحت تاثیر پلیس وسیستم پلیس غرب قرارگرفته بود وازآنجا ضرورت های حیاتی زمانه برای تحولات اجتماعی درایران نیز کاملا آمادگی داشت .

به همین علت برای سروسامان دادن به وضعیت نیروی پلیس ازطریق حکومت وقت ایرانیان یک مستشارویک افسر ایتالیایی الاصل به نام «کنت دو مونت فورت»را که در اتریش خدمت می کرد ازکشوراتریش برای سروسامان دادن به وضعیت نظمیه ایران دعوت شد . کنت دومونت فورت پس از ورود به تهران مشغول به کار شد و برای نخستین بار نظام نامه و مقرراتی برای تشکیلات پلیس ایران وضع کرد . در زمانی او اداره پلیس وظایف شهرداری وهم چنین کاردادگاهها ،گران فروشی واحتکار و نظایرآن را به عهده داشت . زندان به هنگامیکه سوئدی ها درایران بودند درزیرزمین های اداره ی نظمیه درمیدان سپه قدیم تهران قرارداشت . زندانیان بدون رعایت سن یا نوع جرم چون مشتی حیوان درآن زیرزمینهای مرطوب وعفن به سر می برند . در محاسبه هایی که چند سال بعد خبر نگار روزنامه رعد دستد اهل می کند رئیس اداره ی نظمیه در باره ی زندان به خبر نگاران گفته است : ((ما چهارصد زن و مرد زندانی داریم وپنج نفر زندانبان ، به ناچارمجبوریم آنها را در سلولهای دربسته ودر زیرزمینهای مرطوب و عفن نگهداریم . بودجه ی زندان برای همه چیزماهیانه هفتصد تومان است . از این مبلغ در ماه بیش از یک تومان برای خورد و خوراک زندانی نمی توان خرج کرد و بقیه ی دیگر برای مصرف زندان در نظر گرفته شده که متأسفانه این ابلاغ هم مرتب نمی رسد . )) درزمان وستد اهل سوئدی وتوسط او نخستین آئین نامه ی نظام مند زندانبانی در ایران نوشته و تنظیم شد که (( نظام نامه محبس خوانده می شد و در آن قید شده بود که زندانی باید قبل از ورود به سلول بازرسی شود و اشیایی که همراه اوست یا در دفتر زندان امانت بماند یا بنابه درخواست زندانی به بستگانش تحویل شود . فریاد کردن ، آواز خواندن و بلند صحبت کردن برای محبوسان ممنوع بود و آنان را روزی یک ساعت برای تنفس از سلول بیرون می آوردند محکومان محبس باید به لباس مخصوص ملبس بوده ، دارای نمرات مخصوص باشند. تمام محبوسان در مقابل اوامر مأموران باید کمال اطاعت را داشته،اوامر او را محترم شمارند. ))

محبوسان دارای تکلیف رسومات مذهبی خود آزادند در حدی که به نظامات داخلی محبس خللی وارد نشود. محبوسانی که خلاف این مقررات رفتار نماید به شرح ذیل مجازات می شوند:

علامت و سرزنش ، محرومیت از غذا غیراز نان منتهی تا سه روز متوالی،حبس انفرادی منتهی تا 15 روز و نظایر آن و اولین کار وستد اهل برداشتن زنجیر از پای زندانیان بود و دومین هدف او اجرای آئین نامه ای بود که خود او تنظیم کرده بود و مطابقآن آئین نامه،زندانیان می بایست لباس های متحدالشکلی بپوشند واشیایی را که در بدو ورود با خود دارند ازانها گرفته شده و در مخزنی نگهداری کنند ودر موقع خروج از زندان دوباره به آنها بدهید.1 در آئین نامه و ستد اهل برای اولین مرتبه در تاریخ زندانبانی در ایران یک ساعت گردش و هواخوری پیش بینی شده بود ، و ستد عهد دستور داد که برای هریک از زندانیان پرونده ای جداگانه ترتیب دهند و مشخصات جسمی و سوابق دیگر آنها را در آن پرونده بگنجانند.2 به دلیل حساس بودن موقعیت اطفال بزهکاری در سال 1322 آئین نامه خاص برای بازداشتگاه صفار در زندان موقت تهران در 9 ماده تهیه وتدوین شد.براساس این آئین نامه بازداشتگاه اطفال کمترازهجده سال تمام از بزرگسالان مجزا شده ، برای اطفال سوادآموزی وعقد و خطابه درنظرگرفته شده بود . همچنین مقررشد درصورتیکه این بزهکاران خردسال به سن هجده سال تمام برسند به زندان مجرمان بالغ منتقل شوند .

محبث اول:حقوق زندانیان درقوانین جمهوری اسلامی ایران

پس از پیروزی انقلاب درسال 1357 وصرف نظراز قواعد وکنواسیون های بین اللملی که دولت ایران عضو آن است این قواعدبه موجب ماده ی قانون مدنی ایران3 درحکم قانون به شمار می آید . قوانین وآئین نامه های چندی در مورد زندانیان ، حقوق آنان و به ویژه اصلاح وتربیت به تصویب رسید که به ترتیب سلسله مراتب قوانین بدانها اشاره می کنیم .

مبحث دوم:قانون اساسی

ریشه ی عمده ی حقوق زندانیان ، بازداشت شدگان ، به طورکلی تابعان نظام کیفری را باید در قانون اساسی جمهوری اسلامی جست وجو نمود ، چون در این قانون نه تنها این حقوق در اصول مختلفی چون اصول 39-32 در مورد منع توقیف خودسرانه ،حق دادخواهی ، حق داشتن وکیل ، اصل قانون بودنیجرم و مجازات ، اصل برائت یا فرضیه بی گناهی متهم ، منع شکنجه به منظور اخذ قرارتا اجبار به ادای سوگند و شهادت وسرانجام منع هتک حرمت وحیثیت کسیکه به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی و یا تبعید شده است بیان گردیده است ، هم چنین ازدیگر سودر بند 5 اصل156 این قانون در باب وظایف قوه قضائیه اصلاح مجرمان برعهده این قوه نهاده شده است ، بنابراین ریشه های حقوقی بنیادین زندانیان واز جمله حقوق اصلاح وتربیت آنان به طور کلی باز اجتماعی شدن آنان را باید در قانون اساسی جمهوری اسلامی جست وجو نمود .

 

 

 

مبحث سوم:قوانین عادی:1

بند اول:قانون مجازات اسلامی

در قانون مجازات اسلامی نیز مواردی به حقوق زندانیان ومتهمان و بازداشتی های منتظر که اختصاص دارد از جمله ماده570 در مورد ممنوعیت سلب آزادی شخصی افراد ملت یا حقوق مقرردر قانون اساسی ماده ی 572 در مورد جرم بودن و ممنوعیت عدم استماع شکایت زندانی توسط ضابطین،ماده ی 573 در مورد منع پذیرش شخصی به نام زندانی بدون حکم مقامات صلاحیتدار از طرف مسئولان زندانها و بازداشتگاهها ماده ی 574درمورد ممنوع بودن مسئولان زندانها از ارائه یا تسلیم زندانی به مقامات قضایی یا دفاتر خود به آنان ویا اخلال در فرآیند دادخواهی زندانی ، ماده578 در مورد منع اخذ قرار با توسل به شکنجه یا آزار و اذیت متهم و نظایراین مواد می توان اشاره کرد.

بند دوم:قانون تبدیل شورای سر پرستی زندانها 17/11/1364

ریشه در حقوق زندانیان در این قانون را به ویژه در مواد در این قانون باید جست وجونمود چون اولأ موجب ماده ی 2 این قانون وظایف سازمان زندانهااحصار گردیده است که عهده دارشدن این وظایف خود جزء حقوق زندانیان به شمار می آید وثانیاً مادهی 9 این قانون رئیس قوه ی قضائیه گذاشته که دادن این اختیار قانونی به مقامات اجرایی وقضائی مذکورخود گام مهمی در تدوین وقانونمند شدن حقوق زندانیان و به طور کلی رفتار با آنان به شمارمی آید . درواقع از یک سو مطالعه تطبیقی ، میان مواد آئین نامه ی قانون سازمان زندانهای ایران با قواعد حداقل استاندارد رفتار با زندانیان مصوب سازمان ملل متحد وازدیگر سو ریشه یابه این حقوق به ویژه درمنابع معتبراسلامی (آیات وروایات)است .

 

گفتارسوم:آشنایی با زندانها

محبث اول:تعریف زندان ازدیدگاه روان شناسی

زندان در لغت به معنی بندیخانه وجایی است که محکومان ومتهمان را در آنجا نگاه میدارند و محبس است.1

زندان محلی است که محکومان را به منظور حفظ امنیت اجتماعی ورعایت حقوق شاکی اعم ازخصوصی یا عمومی ورعایت سایرحقوق زندانی به جزآنچه درحکم قیدشده است وبه منظور اصلاح وتربیت به واسطه ی جلو گیری از تکرارجرم با مجوز قضایی و به تشخیص مسئولان زندان درآن زندان در آن نگهداری می کنند .2

 

هدف های زندان:

1- نگهداری 2- اصلاح وتربیت 3- جبران خسارت به جامعه

 

انواع زندان:

انواع زندان های بسته ونیمه باز ، زندان های باامنیت متوسط و امنیت پایین طبقه بندی می شود . همچنین زندانهارا باتوجه به واقعیت های موجود درروابط مددجویان وکارکنان زندانها ونوع زندگانی آنان در زندانها به صورت زیر دسته بندی کرده اند .

1-زندگی نباتی در زندان 2- زندگی حیوانی در زندان3- زندگی انسانی در زندان

این توضیح ضروری است که زندگی در اکثرزندان ها داخلی یا خارجی از نظر نگارندگان یا نباتی است ویا حیوانی وبه ندرت ودر زندانهایی که روان درمانی علمی درحال اجراست کمیزندگی انسانس درآن جاری است ، البته اشاره به این مطلب ضروری است که درایجاد نفقیه مذکورمسئولیت متوجه زندانهاست وکمتر مددجویان زندان درآن نقش دارند .

مبحث دوم : فرهنگ درون زندان

فرهنگ در جامعه زندان را می توان به دو شکل مورد بررسی قرار داد :

 

الف)فرهنگ در سطح فردی

شامل مجموعه ی باورها ، دانش ها ، آموخته های تربیتی ، علمی ، شغلی ورفتارهای ساکنان زندانها از بدو تولد تا زمان تحمل حبس وکیفردرزندان است . افـراد مختلفی بازبان ها ، عقاید ، مذاهب ، قومیت ، سن ، جنس ، آداب ورسوم خاص خانوادگی که بسیاری ریشه در فرهنگ کهن خانوادگی واجتماعی ومحلی خود وجود دارند . در زندان باعناوین محکوم و متهم وکارکنان وسایر افراد ترکیب وتعامل یافته اند که با عنوان جمعیت کیفری وافراد درون زندان ،آنان را بایدشناخت . بنابراین ملاحضه می شود که درزندانها به نسبت افراد موجود وریشه های خانوادگی آنان می توان در فرهنگ های خاص را پیداکرد . اگر افراد حاضر درزندانها ازاین دیدگاه مورد توجه قرارگیرند وبررسی شوند نتایج جالب توجهی بدست خواهدآمد که می توان به ویژه برای زندانها ودست اندوکاران و برنامه ریزان به منظور مد نظرقراردادن وضعیت افراد و برنامه ریزی هرچه بهتردراصلاح وبازپروری آنان سودمند واقع شود . افراد درون زندانها بازبان فارسی ، کردی ، لری ، ترکه ، بلوچی وغیره سخن می گویند و نیز از معتقدان مذاهب مختلف وفرقه های گوناگون درزندان وجود دارند . اگر بنگریم هرفردی ازجمعیت داخل زندان دارای روش خاص در زندگی وتربیت ویژه ای دردوران رشد خود داشته است ونیز با لحاظ پیشینیه ی خانوادگی بسیارمتنوع ومتعدد هستند . محکومان در زندانها ازمیزان متفاوت تحصیلات ودانش علمی وتجربی برخوددارند که همگی اینها می تواند عواقب سوءفراوانی رادرجامعه ی زندان ایجاد کند . به کرات پیش آمده است که زندانیان درزندانها به دلیل بی توجهی مسئولان به فرهنگ افراد ونگهداری آنان درمحلی که افراد بافرهنگ های مختلف نگهداری می شوند ، موجب خسارت های جانی مالی زیاد شده اند .

ب) فرهنگ درسطح جمعی

فرهنگ جمعی زندان به مجموعه ی دانش هاوآموخته های تربیتی ، علمی ، شغلی ونیز رفارهای جمعی زندانیان گفته می شود که به عنوان آداب ورسوم سن مجموعه ی زندان تلقی می گردد . درنظر بگیرید که در یک زندان کم سوادباشند ، این یکی از شاخص ها وویژگی های فرهنگ جمعی این زندان است یا اینکه اگر80% مددجویان افراد درزندان فوق عرب باشند همین دوویژگی می توان بخشی ازفرهنگ جمعی این زندان باشد.1

 

فصل دوم:جامعه شناسی وزندان

گفتار اول : جامعه شناسی چیست؟

امیل دورکیم جامعه شناسی را علم بررسی صور گوناگون حیات اجتماعی می داند که متکی بر وجدانها جمعی است و در تعریف دیگری جامعه شناسی را علم نهادهای اجتماعی می نامند . امیل دوپرل جامعه شناسی را علم بررسی مناسبات مختلف اجتماعی دانسته و در کتاب جامعه شناسی عمومی خود را علم بررسی گروه بندی های اجتماعی دانسته است . جان استورات میل جامعه شناسی را (( علم برعمومی ترین وانتظامی ترین واقعه اجتماعی )) و یا علم (( بر عمومی ترین خصوصیت های جامعه )) می داند.

 

 

مبحث اول:جامعه زندان (زندان به مثابه یک جامعه)

آیا زندان را می توان به مثابه یک جامعه در نظر گرفت؟چه توضیحاتی و چه دلیلی می توان برای آن ذکر نمود؟ اگر بتوان چنین فرضی را برای زندان قائل شد پس می توان آن را موضوع خاص علم جامعه شناسی در نظر گرفت و لذا ابعاد جامعه شناسی را در محیط زندانها جست و جو نمود . زندان در لغت به معنی بندیخانه جایی که محکومان و تبهکاران را در آن جا نگاه می دارند و حبس هست و یکی از تعاریف دیگر (( الطریق الحکیمه فی السیاسه الشرعیه )) آمده است : (( زندان و حبس شرعی ، زندانی کردن فرد در مکانی تنگ و محدود نیست بلکه تنها محدود کردن وی و جلوگیری از تصرفات ویاآنگونه که خودش می خواهد است. ))

 

مبحث دوم:زندان ازنظر قانون

تنها هستند قانونی موجود درخصوص زندان و تعریف آن آئین نامه ومقررات زندانهاست که ماده ی 3 این آئین نامه آمده است (( درزندان محلی است که در آن متهمان ومحکومان با قرار ویا حکم کتبی مقام قضایی موقتا ًیا برای مدت معین ویابه طور دائم به منظوراصلاح وتربیت ودرمان نارسائیها وبیماری های اجتماعی وتحمل کیفری نگهداری می شوند. )) به نظر می رسد این تعریف برای زندان یک تعریف جامع نباشد زیرا اختلاط زندان وبازداشتگاه با توجه به اینکه در هدف وموضوع باهم اختلافات عمیق وریشه ای دارند مناسب نیست زیرا :

1 بازداشتگاهها برخلاف معمول ، متهمینی نگهداری می شوند که عموماً برای مدت کوتاهی تحویل آن می شوند وروانه کردن اینگونه افراد به زندان موجب بد آموزی خواهد شدو عواقب آن قطعاً به جامعه برمی گردد .

2 دربازداشتگاه برخلاف زندان کاراصلاحی موثری نمی توان انجام داد زیرا برای هرگونه اصلاحی نیز معینی(حداقل یکسال) درصورتی که بازداشتگاه عموما ًمتهمین کمتراز سه ماه نگهداری می شوند لذا هرگونه اصلاحی در طول مدت سه ماه بازداشتی عملاً غیرممکن است واگر در بعضی ازاقدامات مقدماتی بهداشتی ومسائل اولیه فرهنگی و مذهبی .

3 نگهداری متهمین دربازداشتگاه ، استرسهای خاص بدو ورود تازمانی محکومیت ،مدیریت خاص را می طلبد که با زندانی که درآن محکومین نگهداری می شوند تفاوت فوق العاده ای دارند .

4در بازداشتگاهها متهمین واقعیت زندگی خود را می پوشانند واز بروز حقیقت خود خودداری می نمایند واغلب ازترس اینکه ممکن است هرگونه حرف یا عملی از نظر قضایی به ضررشان تمام شود ، چشم وگوش بسته وبی دلیل خودرا تابع مقررات بازداشتگاه می کنند و پس از محکوم شدن بیشتر آنان واقعیت وجودی خودرا بروز می دهند که این واقعیت با آنچه در بازداشتگاه ازخودشان می دهند ، کاملاً مغایراست . چون متهم گذشته تبدیل شده به محکوم قطعی شده وحکم درخصوص وبی صادر نشده است،لذا معمولاًدر بازداشتگاهها متهمین قادر به دریافت آنچه زندانها در برنامه در برنامه ریزیهای خود جهت اصلاح وتربیت مجرمین دارند نیستند . بنابراین به دلایل فوق وادله دیگری که ذکرآنها فعلاًضرورت ندارند تکلیف زندان وبازداشتگاه اقدامی الزامی است . به همین جهت تعاریف زیر می شوند :

(( زندان محلی است که محکومین را در جهت حفظ امنیت و رعایت حقوق شاکی اعم از خصوصی یا عمومی و رعایت سایر حقوق زندانی بجز انچه در حکم قید نشده و به منظور اصلاح و تربیت و به واسطه جلوگیری از تکرار جرم با مجرز مرجع قضایی و به تشخیص مسئولین زندان در آن نگهداری می کنند )) 1

 

در تعریف حقوق مسائل زیر مدنظر است:

زندان محل و مکان خاصی است که می بایست متناسب با اهداف تعیین شده در تعریف مذکور احداث شود.

این محل در راستای تامین امنیت اجتماعی و ایجاد رعب درافراد متخلف و کسانی که قصد ارتکاب جرم را دارند ایجاد می شود.

تعیین محل نگهداری زندانی با توجه به شناخت مسئولین زندانها در اوضاع و احوال داخلی زندان و شناخت پرسنل نگهداری زندانی و نیز شناخت خود زندانی به عهده مسئولین زندان است . در روش زندانبانی اسلامی نیروهای زندانها در علوم تربیتی ، اجتماعی ، روانشناسی و... تخصص خواهد داشت . مسئولین زندان ، مشاورین دادگاهها درصدور رأی وتعیین میزان محکومیت وعفو وآزادی مشروط خواهند بود و بعدازمحکومیت چنانچه نیروهای متخصص اصلاح وتربیت شدن زندانی را تأیید کنند دادگاهها اورا آزاد خواهند کرد .

مبحث سوم : از زندان به جامعه

باتوجه به تعریفی که از زندان به نقل کتاب (( پژوهشی در زندانبانی اسلامی )) شد زندان را باید محل نگهداری محکومین دانست . در اینجا این سوال پیش می آید :

اولاً محکومین چه کسانی هستند ثانیاً محل نگهداری آنان چگونه جایی است؟در پاسخ باید گفت که :

 

الف)محکومین دارای ویژگیهای ذیل می باشد:

محکومین کسانی هستند که به واسطه ی انحرافات ثانویه اجتماعی وارتکاب جرم توسعه دادگاه صالح محکوم به نوع خاصی ازمجازات شده اند ازجمله زنان ، محکومین شامل گروههای مختلف مجرمین براساس نوع جرم ، سن ، جنس ، تحصیلات ، شغل ، شخصیت و... می باشند .1

محکومین شامل گروهای مختلف با خرده فرهنگ های متفاوت می باشند .

ب)محل نگهداری محکومین:

محکومین براساس قوانین ومقررات خاص وتوسط سازمانی خاص در محلی مشخص نگهداری ومدیریت می شوند . این محل در شرایط خاص فیزیکی وجغرافیایی قراردارد . برای اداره ی محکومین درمحل های مذکور ، نهادهای خاص وجود دارد . اگر زندانها را یک ظرف تصور کنیم ، مظروف آن جمعیت کیفری وزندانیان می باشندکه آنان نیز با فرهنگ های مختلف ، عقاید ، جنس وشخصیت درون این ظرف قراردارند .

آیا می توان زندان را یک جامعه دانست؟دکتر آذرقلی زاده در کتاب خود تحت عنوان مبانی جامعه شناسی مشخصات یک جامعه را این گونه جمع بندی نموده اند:

الف) جامعه (( گروهی ازافراد )) که به شیوه ای کم و بیش منظم وسازمان یافته اند ، دارای روش زندگی ویژه ای (فرهنگ) هستند واعضای آن خود را همچون واحدی به هم پیوسته در نظرمی گیرند .

ب) جامعه متشکل از گروههای مختلف اجتماعی است که هرکدام در جهت نیازهای واصل آن کار کردی دارند وبنابراین می توان یک جامعه را از نظر گروههای موجود درآن وروابط میان اعضاء تجزیه تحلیل کرد .

ج) جامعه در یک فضای جغرافیایی مشترک وجود دارد ،عبارت دیگر حدود فیزیکی مرزهای یک ملت که درآنجا جامعه ای کامل وجود دارد ،کم و بیش مشخص است .

د) هر جامعه به صورت یک واحد عملیاتی یک پارچه است که افراد باید از درون آن جذب شوند ودر برابرقوانین مربوط به جریان امور در جامعه خاضع باشند . (یعنی به تبعیت از قانون بپردازند.)

 

اما در مقابل ببینیم زندان دارای چه ویژگی است :

الف) زندان ازمجموعه گروهای مختلف افراد بزهکاری ومجرمی که به صورت منظم سازمان یافته اند ودارای روش های خاص زندگی می باشند واعضای آن تحت عنوان زندانی برابر مقررات زندانها با یکدیگر ارتباط دارند .

ملاحضه می شود که در زندان گروهای مختلف زندانیان اعم از مردان وزنان ونوجوانان ، جوانان ، میان سالان و بزرگ سالان ، سفیدپوستان ، سیاه پوستان ، زرد پوستان ، سرخ پوستان ، زندانیان با نژاد وزبان های مختلف ، زندانیان با ملیت های مختلف وگرایشات مذهبی وغیر مذهبی گوناگون که به واسطه یک عامل مشترک آن هم ارتکاب جرم وشکستن هنجارای اجتماعی جامعه بزرگتر خارج از زندان به درون جامعه ای منظم وسازمان یافته اند که توسط دولت ها با قوانین ومقررات خاصی تشکیل شده اند زندگی خواهند کرد . درآئین نامه ومقررات زندانها از ساعت بیدار باش که وقت مشخص از روز را به خواب اقتصاص می دهند تا ساعت صرف صبحانه ، ناهار ، شام وچگونگی انجام اوقات ما بین فاصله اوقات صبح تا ظهر ، ظهر تا عصر و شب ونیز ساعت خاموش وخواب آنان تنظیم برنامه ریزی وسازمان دهی شده است این افراد دقیقاً همچون واحدی به هم پیوستن که این واحد را اندرزگاه او و یا در اصطلاح قدیمی بند واز مجموع واحدهای مذکور تحت سرپرستی یک بخش را زندان می گویند وافراد درون این واحدها را زندانی ومجموع آنها را زندانیان آن واحد یا زندان می گویند .

 

گفتار دوم:انواع زندگی زندان

زندگی زندان می توان به زندگی نباتی ، زندگی حیوانی و زندگی انسانی تعریف نمود که در خصوص هریک توضیح داده می شود .

زندگی نباتی زندان :

نوعی زندگی است همانند نباتات . فعالیت های آن محدود می شودبه تغذیه ، رشد حالی ، عرضی وعمقی ، آشامیدن (صرف آب) ، تغذیه (کودک وتأمین ویتامین های مورد نیاز خاک) که همواره لازم است ومصرف امور مختلف جهت ایجاد سلامت ممکن است زندگی وعمر زندان به این حد برسد که بی حرکتی وبی تفاوت باشد . همانند فردی که ازناحیه دست و پا وچشم وگوش ، مغز و اعصاب فلج شده باشد . نه قدرت راه رفتن و یا به دست گرفتن را داشته باشد و نه قدرت فکر کردن وتصمیم گیری . بعضی زندانها ممکن است زندگی آنها نباتی باشد .

زندگی حیوانی :

مشخصه اصلی این نوع زندگی حرکت است . حیوان می تواند حرکت کند ، می تواند این حکومت را درآسمان داشته باشد ، می تواند برروی زمین می تواند زیر زمین و می تواند در دریاها ، رودها واقیانوس ها داشته باشد. ((آنچه مشخص است زندگی حیوانی زندگی کامل تراز نباتی است ، ولی آنچه مسلم است حرکت آنها بدون فکر است. )) زندگی حیوانی یعنی زندگی بدون هدف که همانند حیوان گرسنه فقط سیرکردن شکم خود وحداکثر نوزادان خود را برای امروز دارد . جالب است اگر بگوییم زندانیان اگر زندگی حیوانی آرام بودن آنرا کمتر آموخته اند و بیشتر در زندگی عدم انصاف ، عدم عدالت و عدم رحم ، عدم آینده نگری را آموخته اند به شکل بدتری اجرا می کنند . حیوانات برای رسیدن به نیازهای خود دست به تلاش میزنند . برای خود آشیانه می سازند و یا به زور و با قدرت از حیوانات ضعیف تر می ستانند . حیوانات برای تامین غذای خود به شکار می روند . تعداد قابل توجهی از زندانهای دنیا براساس گزارشات رسانه های خبری و افکار عمومی زندگی حیوانی دارند آن هم از نوع حیوان درنده . هر زندان بدون برنامه و آینده نگری و مشخص کردن تصویر آینده خود حرکت می کند حرکتش حیوانی است و زندگی این زندان حیوانی است .

زندگی انسانی زندان :

در این زندگی آنچه باعث برتری انسان نسبت به نباتات و حیوان می شود قوه ی عاقله و تفکر انسان است. انسان برنامه ریزی حرکتی هدفمند دارد. زندانهایی را می توان یافت که در جهت زنگی انسانی یعنی به سمت بهتر شدن با برنامه و انسانی شدن با هدف اصلاح و تربیت کار می کنند .

اداره ی زندان به شکل انسانی، مراتب راحتر از اداره ی زندان به شکل حیوانی است و زندانی نباتی خیلی راحت تر انسانی است چون هیچ تحرک و حرکتی در آن نیست و به جرأت می توان گفت اکثر زندانها زندگی نباتی دارند.

 

مبحث اول:فرهنگ زندان

فرهنگ در لغت به معنی (( ادب ، تربیت ، دانش ، علو ، معرفت )) و نیز آداب و رسوم هنجارهاست . فرهنگ در جامعه زندان به دو شکل مورد بررسی قرار می گیرد :

الف) فرهنگ در سطح فردی :

شامل مجموعه دانش و آموخته های تربیتی، علمی،شغلی و رفتار زندانی از بدو تولد تا زمان تحمل حبس و کیفر در زندانها می باشد. به طور کلی افراد مختلفی با زبان ها،عقاید،مذاهب،قومیت،سن،جنس،آداب و رسوم خاص خانوادگی بعضأ ریشه در فرهنگ خانوادگی اجتماعی و محلی خود دارند در زندانها تحت عناوین محکوم متهم و پرسنل سایر افراد ترکیب و تجمع یافته که تحت عنوان جمعیت کیفری و افراد درون زندان آنها را می توان بازشناخت .

ب) فرهنگ در سطح جمعی :

فرهنگ در سطح زندان با مجموعه دانش ها و آموخته های تربیتی،علمی،شغلی و نیز رفتارهای جمعی زندانیان گفته می شود که به عنوان آداب ورسوم سن مجموع زندان تلقی می گردد . مثلاً در نظر بگیرید که با بررسی وضعیت تحصیلی زندانیان مشخص می شود که80% زندانیان را افراد کم سواد وبی سواد اختصاص میدهند .

 

مبحث دوم : جرم وانحرافات در زندان

اگر پذیرفته باشیم که زندان به مثابه یک جامعه است و می توان آن را همچون یک جامعه کوچک (در مقایسه با جامعه بزرگتر ) در نظر گرفت ، لذاهمان گونه که یک جامعه به عنوان یک کل دارای یک سری اجزا وعناصر تشکیل دهنده بوده وهمواره امکان این است که برخی از این اجزا از قاعده و شکل بهنجارخود خارج شده وحالت نابهنجار به خود بگیرند ، در محیط زندان ها نیز همواره این احتمال وجود دارد که شاهد پدیده ای نابهنجار باشیم .

 

 

 

 

فصل سوم:حقوق زندانیان درمراحل پنجگانه آئین داری

گفتاراول:حقوق متهم درمرحله کشف جرم

کشف جرم عبارت است ازاقدام هایی که پس از اطلاع ازقوم جرم برای حفظ آثار و دلایل موجود ، دستگیری متهم وجلوگیری از فرار وی ونیز جمع آوری اطلاعات مربوط به بزه ارتکابی انجام می شود . این امر زیر نظر مقام قضایی برعهده ی ضابطان دادگستری است . متهم دراین مرحله دارای امتیاز ها وحقوقی است که اورا دربرابر تعریض پلیس بازدارد.1

 

مبحث اول : احضار یا جلب متهم به وسیله احضارنامه یابرگ جلب :

اصولا احضار یا جلب متهم به وسیله احضار نامه یا برگ جلب و به موجب دستورمقام قضایی امکان پذیراست . اختیارات پلیس درمرحله ی کشف جرم با تمیز جرایم مشهود و غیرمشهود متفاوت است . براساس ماده 24.ق.آ.د.د.ع.ا.ک درجرایم مشهود مأمورحق دخالت داشته و به جهت آثارجرم ودستگیری متهم را حداکثر تا 24 ساعت نزد مقام قضایی حاضر می نماید .

 

مبحث دوم : منع تعقیب وتوقیف خودسرانه :

به همان اندازه که دولت ها متعهد به احترام به حقوق وآزادی های افرادند ، بامجرمان برای حفظ نظم جامعه نیز از راهم تکالیف حکومتی به شمار می رود . اما در تلفیق بین حرمت اشخاص ونظم جامعه باید توجه داشت ، آزادی به عنوان حق طبیعی رایج ومتداول است وتعرض به نظم جامعه امری استثایی به شمار می رود که دراین صورت تعقیب ودستگیری افراد متعرض باید منطقی ، توجیه پذیر و براساس ضوابط قانونی باشد شخص توقیف شده با استناد به مواد 572 تا 575 ق.م.ا.1 که ضمانت اجرای کیفری توقیف غیرقانونی افراد توسط ضابطان دادگستری یا مأموران نیروی انتظامی وفرد ممتنع ازرسانیدن تظلمات فرد توقیف شده به مقامات ذیصلاح می باشد ،حق شکایت عله فرد خاطی را دارد .

 

 

 

 

 

مبحث سوم : اصل قانون بودن جرم ومجازاتها

افراد را تنها می توان برای ارتکاب اعمالی که درقانون دارای ضمانت اجرای مجازات یا اقدامات تامینی است ، مورد تعقیب قرارداد . عدالت حکم می کند تا در جهت مصونیت جان و مال وحیثیت افراد ازتعریض ، هیچ عملی جرم محسوب نشود مگر آنکه قبلا قانون جرم تلقی شده و مجازاتش نیز تعیین شده باشد به موجب اصل169ق.1.ج.101.هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمی شود و هم چنین اصل 38 نیز مقرر می کند. (( حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد . ))

این اصل درماده 638 ق.م.1که اعمال حرام علنی را که نفس آن قابل جرم نبوده ولی عفت عمومی راجریحه دار کند ، قابل مجازات دانسته ، نقص گردیده است .

 

مبحث چهارم : احترام به حیثیت ذاتی افراد

متهم حق برخورداری از رفتار منطبق باحیثیت ذاتی انسان را دارد . قانون اساسی39 مقررمی دارد هتک حرمت وحیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعیدشده به صورت که باشد ، موجب مجازات است .

 

گفتاراول:حقوق متهم در مرحله تحقیقاتی مقدماتی

دراین مرحله،که مهمترین دادرسی است وبنیان پرونده جزایی را تشکیل میدهد ، سه گروه ازاعمال انجام می گیرد:

الف) جمع آوری ادله علیه متهم .

ب) اقدام های لازم برای جلوگیری ازفرار یا مخفی شدن متهم ازطریق صدوروتامین متناسب .

ج) اظهارنظردرباره جرم ارتکابی در قالب یکی از قرارای منع تعقیب ، موقونی تعقیب یا قرارمجرومیت .

 

مبحث اول : حق همراهی توسط وکیل نزد مقام تحقیق کننده

تحقیقات باید درحضور وکیل به عمل آید و محرمانه تلقی نشود . درمواردکاملا استثنایی نیزکه بازپرس اخذ پاره ای ازتوضیحات را بدون حضوروکیل ضروری بداند ، باید پس از تصویب دادستان اجازه این کار از دادگاه صالح کسب شود . دراولین فرصت مناسب بایداین امر برطرف گردد.

 

 

مبحث دوم:اعطای فرصت کافی برای دفاع

حق دفاع از طبیعی ترین حقوق فردی است لذا درطول مدت تحقیقات مقدماتی ودادرسی وقبل از صدور حکم،باید فرصت کافی به متهم جهت تدارک وسایل دفاعی داده شود درصورتیکه متهم بازداشت شود،امکان تهیه اسناد ومدارک و گفتگو باشهود به وی اعطا شود ودردادگاه نیز ازفرصت کافی برای رد اتهام های وارده استفاده کند وحق پژوهش خواهی وفرجام برای وی تضمین شود وبین تاریخ وقوع بزه ومحکومیت قطعی بزهکار باید فاصله ای معقول ومناسب وجود داشته باشد .

 

مبحث سوم :قواعد بر جمع آوری ادله:

مصونیت زندگی خصوصی متهم از جمله مسائل مهمی است که باید به دقت مورد توجه مقامات قضایی وضابطان دادگستری قرارمی گیرد ، زیرا کوچکترین مسامحه درجمع آوری ادله وکشف جرم موجب تضییع حقوق وآزادیهای اساسی متهم می شود . امروزه علومی مثل انگشت نگاری ، اسلحه شناسی ، تشخیص هویت ژنتیکی واستفاده از کامپیوتر درجهت شناسایی متهم ازچنان پیشرفتی برخوردارند که ضریب اطمینان بالایی را درزمینه کشف دقیق وسریع جرم می نمایند . بایدتوجه داشت ضرورت رعایت حقوق دفاعی متهم درقطع کشف جرم ایجاب می نماید که ازپیشرفت های علمی وتکنولوژیک غیراصولی وغیر انسانی استفاده نشود درواقع مرز استفاده ازعلوم و فنون جرم یابی ، حقوق درآزادی های متهم است .

 

گفتارسوم:حقوق متهم در مرحله تعقیب جرم

تدارک و طرح دعوا علیه شخصی است که به عنوان متهم درارتکاب جرم دخالت داشته است که برعهده مقام تعقیب است موضوعات ذیل ضامن دادرسی منصفانه در این مرحله است :

تکیک مقام تحقیق از مقام دادرسی : یکی از اصول پذیرفته شده در بسیاری ازنظام های حقوقی است .تحقق یک محا کمه عادلانه با برداشتن مرز بین قاضی ودادستان هرگز به منصه ظهور نخواهد رسید .

افشای پرونده تحقیقات متهم برای متهم :

پرونده دادستانی برای متهم باید بیش ازآغاز مرحله دادرسی در دادگاه برای متهم افشاشود.لااقل درمرحله اخذآخرین دفاع ازمتهم دردادسرا محتویات پرونده واسناد ومدارگ دادستان باید کاملا برای بازرسی وتنظیم مدافعات دراختیار متهم ووکیل وی قرار داده شود ونباید هیچ نکته ای که در گرفتن ساختن متهم مؤثر باشد ، ازاوپوشیده بماند .1

مبحث اول: به مرحله کشف وتحقیق

این مرحله از وظایف ضابطین دادگستری برطبق ماده 15قانون آئین دادگستری مقامات ومأمورینی که به موجب قوانین خاص درحود وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می شوندوعبارتند از نیروی انتظامی ، بسیج ، سایر نیروهای مسلح ومقامات ومأمورینی که موجب قانون خاص ضابط محسوب می شوند مثل محافظین هواپیما ،کشتی و قطار و مأمورین اماکن دولتی را اجرا کنند .درصورت تخلف به3ماه تایکسال انفضال ازخدمت دولت ویا از یک تاشش ماه حبس محکوم خواهند شد .

 

 

مبحث دوم:منع شکنجه

درطول تاریخ افرادی بوده اند که با اصالت بخشیدن به اجتماع ومنفعت جمع ومصالح حکومت،حقوق وآزادی های فردی را به دست فراموشی سپرده اند ازنیرو هنگامی که تعارضی میان منافع دولت ازهمه حفظ آن با مصالح انسانی مانند احترام به حقوق وآزادی های فردی پیش می آید.از انکار این حقوق وفداکردن آن هیچ ابایی ندارند.شیوه حل این تعارض زمانی نگران کننده است که مسأله شکنجه به میان می آید . علاوه یرهرگونه اذیت یا آزار بدنی فرد که اعلای شکنجه می باشد .

انجام هراقدامی که عرفا اعمال فشارروانی برزندانی تلقی شود ، نیز می تواند ازمصادیق شکنجه باشد ، هم چون نگهداری زندانی به صورت انفرادی یا نگهداری بیش از یک نفر در سلول انفرادی ، چشم بند زدن زندانی درمحیط زندان ویا بازداشتگاه ، بی خوابی دادن به زندانی وباز جویی درشب ، فحاشی ، به کاربردن کلمات رکیک ، فشارروانی به زندانی از طریق اعمال فشار به اعضای خانواده زندانی ، ممانعت از ملاقات متهم با وکیل وممانعت از انجام فرایض مذهبی که تماما نقص وآزادی های انسانی می باشد .

 

گفتار چهارم:حقوق متهم در مرحله دادرسی1

چهارمین مرحله رسیدگی به پروسه رسیدگی به جرم است،دادگستری به عنوان مرجع تطعات عمومی باید درمقام رسیدگی به دعاوی وصدورحکم،نقاب از چهره فرشته علامت برکشیده وبا تمام توان درجهت تحقق عدالت کوشش نماید.بدیهی است این نتیجه مستلزم رعایت تشریفاتی است آنها امکان محقق محاکمه ای مبتنی برمعیار های عادلانه مسیر نمی باشد.

 

 

مبحث اول:دادرسی فوری وبدن تاخیر ناموجه

دادرسی باید فوری وبدون تأخیر صورت پذیرد . دراین صورت محاکمه متهم پاسخی به اختلال ناشی ازجرم است که در امان جامعه را فرا گرفته است.دردادگاه ابتدا پس از استعلام هویت متهم باید کیفر خواست علیه اوقرأت گردد تااتهام مورد نظر به وی تفهیم گردد . دراین مرحله تنها به اتهام هایی که درمرحله تحققات مقدماتی مطرح بوده رسیدگی می شود . شرایط دادرسی نیز عبارت اند از : برگزاری دادگاهی مستقل ، قانونی و بی طرف علنی بودن جلسه دادگاه ، حضور هیات منصفه حداقل در جرایم سیاسی و مطبوعاتی همراهی متهم به وسیله وکیل دادگستری و بهره مندی وی درصورت نیاز از یک نفر مترجم ، برقراری آئین دادرسی خاص کودکان و نوجوانان به جهت شرایط خاص ایشان وانطباق دادرسی با آموزه های جرم شناسی است .

 

مبحث دوم:برگزاری علنی جلسه دادرسی:

این مورد یکی از تضمین های مهم درجهت تحقق امنیت قضایی است.بدین معنا که مردم باید بتواننددرجلسات دادرسی حضور داشته باشند تاعملکرد دستگاه قضایی تحت نظارت مستقیم نظارت مستقیم افکار عمومی قرارگیرد واز گرایش به انحراف مصون ماند.هم چنین تجربه تاریخی نشان داده که محاکمات سری دردادگاه ها منجربه تضییع حقوق اشخاص می شود.به موجب اصل165 قانون اساسی«محاکمات علنی انجام می شود ودر افراد بلا مانع است.مگر آنکه به تشخیص دادگاه علنی بودن آن منافی عفت عمومی باشد»یادر دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد.1

 

مبحث سوم:حضور هیات منفضه

به نظر علمای دادرسی حضور هیئت منفضه به عنوان گروهی که ازمتن جامعه به عرصه قضاوت می آیند،موجب تقویت وحمایت هرچه بیشتر نظارت ومشارکت مردمی در حفظ وحراست از حقوق وآزادیهای اساسی اشخاص درطول محاکمات کیفری محسوب می شود.حضور هیات منفضه در جریان رسیدگی به جرایم مطبوعاتی وسیاسی تضمین قابل توجهی درحفظ حقوق دفاعی متهمان به جرایم فوق الذکر محسوب می شود .

 

 

مبحث چهارم:حضوروکیل دادگستری

درمحاکمات متهم وخبایی باید حضور الزامی وکیل دادگستری تضمین شود وهیچ محاکمه ای ازاین نوع بدون حضور وکیل مدافع صورت نگیرد وکیل نیز وظایف وکاستی ودفاع ازموکل را باید درنهایت امانت وصداقت ودر اجرای واقعی عدالت وقوانین انجام دهد.استقلال مقام قضاوت از وکالت ومرجع تعیین ایشان که به عنوان دوبال فرشته عدالتند،حق دفاع متهم را به بهترین وجه تضمین می نماید . اصل35ق.1.ج.1.1.به خوبی مقرر داشته درهمه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایندو اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.

 

 

گفتار پنجم:حقوق متهم پس از مرحله ی دادرسی یا اجرای مجازات

درنظام های مردم سالار ازآنجا که اصل برمسؤایت و پاسخگویی کلیه رفا مداران وکارگزاران حکومتی می باشد،قضات نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده،ودرمقابل اعمال خود مسؤل می باشند. متهم دراین مرحله درصورت محکومیت،حق تجدید نظرخواهی واعتراض به حکم صادر شده را دارد ودرصورت اجرای مجازات،ازقاعده منع تعقیب مجدد بهره می برد. درصورت برائت متهم ازموضوع اتهامی،وی علاوه بربهره مندی از قاعده ها منع تعقیب مجدد جزدرمورد صدور قرار منع تعقیب به علت فتدان ادسه که تنها یک بار دیگر با تحصیل دلایل جدید قابل تعقیب می باشد .متهم حق جبرا خسارت واعاده حیثیت را نیز دارد1

 

مبحث اول:احترام به حیثیت ذاتی افراد

متهم حق برخورداری از رفتاری منطبق باحیثیت ذاتی انسان را دارد . در ماده 10میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی2 آمده است درباره ی کلیه کسانیکه از آزادی خود محروم شده اند،باید با انسانیت واحترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار نمود براساس ماده ی 17 قرارداد ژنو1درمورد معامله با اسیران جنگی مصوب 1949 م شرافت وحیثیت متهم نباید مورد تعرض غیرقانونی قرارگیرد.

 

مبحث دوم : منع شکنجه

ماده 5اعلامیه ی جهانی حقوق بشرمقررداشته هیچ کس را نمی توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه وغیرانسانی یا اهانت آمیزقرارداد.طبق ماده 14 نیز هرکس حق دارد مقررداشته برای گریز از هر گونه شکنجه وفشاربه جایی پناهنده شود،نیز می تواند در سایر کشورها ازپناهندگی استفاده کند. درموردی که تعقیب واقعا مبتنی جرم عمومی وغیر سیاسی یا رفتارهای مخالف با اصول یا مقاصد ملل متحد باشد نمی توان از این حق استفاده نمود.براساس ماده ی7 میثاق حقوقی مدنی وسیاسی هیچ کس را نمی توان مورد آزار و شکنجه یا مجازاتها یارفتارهای ظالمانه یا خلاف انسانی یا ترذیلی قرارداد.مخصوصاقراردادن یک شخص تحت آزمایش های پزشکی یا علمی بدون رضایت آزادانه اوممنوع است.ماده ی 20 اعلامیه اسلامی حقوق بشر دستگیری یا محدود ساختن آزادی یا تبعید یا مجازات هیچ انسانی راجایز نمی داند مگر اقتصای شرع ونباید اورا شکنجه بدنی یا روحی کرد یابه گونه های حقارت آمیز یا سخت یا منافی حقیقت انسانی رفتار کرد .

 

 

فصل چهارم:حقوق زندانیان

گفتار اول:رفاه زندانیان

همان طور که مستحضر می باشید دربخش های پیشین این پژوهش به بررسی زندان از دیدگاههای مختلف پرداختیم وبر ما مسلم شد که زندان مورد تأیید شارع قرار گرفته ودر زمان معصومین نیز افراد خطا کار ومجرم به تناسب جرمی که انجام داده بودند متحمل زندان وعقوبت آن می شدند. حال در این فصل ومطالبی که پیش رو داریم درپی آن هستیم که وضعیت شخص زندانی را بررسی نموده وحقوقی را که علیر غم زندانی بودن از آن برخوردار است بررسی و بیان نمائیم.

مبحث اول : اشتغال زندانیان

یک زندانی به بیماری می ماند که بنابر تشخیص پزشکان بایستی مدتی را در بیمارستان بستری باشد و ایام نقاهت را تحت نظر پزشک و با رژیم غذایی ودارویی مناسب بگذراند تا بهبودی خویش راباز یابد وآنگاه به آغوش خانواده باز گشته وبه گذران زندگی وتلاش روزمره خویش بپردازد. زندانی بنابر به هر دلایلی جرمی را مرتکب وپس از ثبوت در مراجع ذیصلاح و بنابر حکم صادره از سوی محاکم شرعی به کیفر زندان محکوم شده است ومدتی راکه به اختلاف موارد،مختلف است،باید درزندان بگذارندتا پس ازطی مدتمحکومیت واصلاح وتربیت به آغوش جامعه باز گردد .

زندانی پیش از آن که یک مجرم خطا کار باشد یک عضو از جامعه انسانی بوده که چه بسا مسئولیت تأمین مأش فرد یا افراد تحت تکفل خودراهم بر عهده داشته است.حال که در اثرخطا واشتباه ، عمدأیاسهوأمرتکب مهم شده است ومحکوم، آیا باید نیروی کار آن به هدر رود ؟ آیا نباید در بازگشت به جامعه به عنوان یک عضومفید به عضویت جامعه انسانی درآید نه یک انگلکه و جودش برای سایر افراد جامعه مضروخطرناک است .

کسانیکه از تخصص معینی برخوردار نیستند.وظیفه ی اداره ی زندان در قبال این محکومان آن است که تربیتی اتخاذ نمایند که محکومان ضمن سپری کردن مدت محکومیت در قسمت های فنی وحرفه ای تخصص خاص که برای جامعه ارزشمندو مفید باشد،سبک نماید واز به هدر رفتن نیروی کار آنان جلوگیری به عمل آید.زیرا بیکاری یک نوع بیماری روحی وفساد به بارمی آوردوبرعکس ، اشتغال به کار یک نوع بهداشت روانی است افراد را بیکاری و تنبلی باز میراند وروحیه ی نشاط وشادابی به آنان می دهد .

شهید ثانی در توضیح سخن شهید اول درلمه می فرماید : کسیکه به خاطر زندان دزدی برای سومین بار به زندان ابد محکوم شده است ، اگر کسی پیدا نشود که مخارج او را تبرعأ بپردازد ویا حاکم از بیت المال تامین نکند باید خودش عهده دار مخارجش شود .این عبارت صراحت دارد که باید جهت اشتغال آنان کاری کرد؟اصولا بیکاری فسادآور است.منظور ما از اشتغال زندانی دو مرحله را در بر می گیرد :

 

الف) مدت محکومیت در زندان

ازاین جهت محکومان زندانی به دو دسته تقسیم می شوند :

1)کسانیکه بیش از محکومیت وخارج زندان دارای تخصص معینی بوده و با کار وکاسبی خود زندگانی خویش وخانواده ی خود را می گذرانیده اند.ازجهت اشتغال به کار درمورد این زندانیان،باید حکومت ازتخصص آنان استفاده کند .

بدین صورت زندان یا در مؤسسات وابسته به آن کارگاه هایی داشته باشد، که روزانه زندانیان متخصص با طی مدت محکومیت مشغول کار باشند و درآمدحاصله بنابر نظر محاکم شرع به شخص زندانی یا خانواده اش واگرمحکوم به کاراجباری هم شده،به اداره ی زندان تعلق گیرد.هدف اسلام از مجازات انتقام گیری ازافراد نیست، آن چه پیش از هر چیز برای اسلام مطرح است،تربیت واصلاح افراد است.آن گونه که پس اززندانی برای تامین مخارج خود اگر مالی نداشته باشد ولی قدرت کارداشته باشد مشغول کار گردد.1

ب) دوران پس از اسلام

منظور زمانی است که محکوم ، دوران محکومیت خویش را به نحوی سپری یا مورد عفو و بخشودگی قرارگرفته واز زندان آزاد شده است.در این دوره است که زندانی باید در جامعه پذیرش داشته باشد.همگان به او به عنوان یک مجرم محکوم که مدتی را در زندان گذرانده است نگاه می کنند.طبیعتاًاگر جامعه ای از فرهنگ درستی برخوردار نباشد مشکل است که چنین افرادی را به عنوان یک عضو فعال ونرمال بپذ یرد.

متخصصان علم زندانها معتقدند که:زندانی پس از محکومیت به کیفر سالب آزادی غالباً شغل وموفقیت اجتماعی خود را از دست می دهد وپس از آزادی از زندان به علت حبس بد ببینی و عدم اعتمادی که افراد عادی نسبت به زندانیان دارند به آسانی آنان را در محیط خود نپذیرفته وحاضر به ارجاع کار به آنان نمی باشند.داشتن سوءپیشینه وعدم امکان معرفی ضامن معتبر نیز یکی از موانع مهم اشتغال به کارزندانیان آزادشده است.هرگاه قبل ازآزادی زندانیان از زندان،برای اشتغال به کارآنان اقدام نشود،زندانی به تنهایی قدرت رفع وحل مشکلات را نخواهد داشت وبرای تامین معاش وانتقام جویی از اجتماعی که اورا طرد نموده وبااجبارمرتکب جرم خواهد شد.1

 

 

مبحث دوم:مخارج ومسکن زندانی:

دراینجا می خواهیم ببینیم که بودجه ی زندان باید از کجاهزینه شودومخارجی که دراین راه به مصرف می رسد،ازچه منبعی بایدتامین گردد؟ آیا باید بارمخارج بردوش دولت باشد یا محکوم باید بپردازد یا اینکه ازجای دیگری تامین شود؟

منظوراز مخارج زندان ، هزینه هایی است که برای ساختمان، پرسنل اداری وانتظامی وسایرتشکیلات وابسته به مصرف می رسد . مخارج زندانی ، مخارجی است که به صرف خوراک وپوشاک شخص زندانی می گردد . دراینکه مخارج زندان باید توسط حکومت واز بیت المال هزینه شود ، اختلافی به نظر نمی رسد ز یرا همان گونه که در مشروعیت زندان از دیدگاه عقل بیان شد، حفظ مصالح وامنیت نظام ایجاب میکند که مرکزی برای تنبیه وتابیر مجرمان زندان جز از بیت المال تامین شده باشد. درزمان امام علی(ع) بود که مکان مخصوص برای زندان اختصاص یافت. آن حضرت در مرکز خلافت خود شهرکوفه ، دوزندان ازنی و بوریا به نام های نافع و مخیس2 ساخت.که از استحکام چندانی هم برخوردار نبود ، لذا زندانیان دیوارش را شکافتند و ازآن فرارکردند در تأسیس زندان های مدرن وطرز ساختمان آنها بایدآداب ورسوم محلی،مقتضیات زمان ومکان،وضع زندگی خانوادگی ومحیط اجتماعی زندانی مورد توجه دقیق قرار گیرد.

 

مبحث سوم : ارتباط زندانی با خارج از زندان

مساله مورد بحث ، دراینجا این است که آیادر مدتی که محکومیت خویش را سپری می کند ودرزندان است ، می تواند با خارج از زندان ازطریق نامه ، ملاقات ومرخصی ارتباط داشته باشد؟واصولا خارج از زندان، در طول مدت محکومیت چه حکمی دارد؟ مراجعه به روایات دینی وفتوای فقهای اسلامی موضوع را روشن می سازد . نه تنها از خروج زندانی از زندان مانع ایجاد نکرده اند بلکه در بعضی از موارد گفته اند که باید امام ، زندانیان را برای انجام بعضی ازعبارات از جمله نماز عیدفطر و قربان بیرون برد. در روایات آمده است که برامام است که زندانیان را برای حضور درنماز عید بیرون برد و پس از ادای نماز آنها را به زندان باز گرداند . یکی از این روایات می گویند: امام صادق (ع) فرمود : برامام است که زندانیان در روز جمعه برای نماز جمعه ودرروزعید برای نماز بیرون برد و هنگامیکه نماز راخواندند به زندان باز گردند .1 از این روایت هم،می توان جوازارتباط با بیرون اززندان را استفاده کرده البته باتوجه به اهداف تربیتی اسلام ، درصورتیکه بیرون رفتن وارتباط با خارج اززندان به حال محکوم در جهت بهبودی مفید باشد ، احتمال تاکید آن می رود. بر این اساس وبرپایه یک قاعده ی کلی،که به حفظ امنیت و مصالح نظام اسلامی مربوط است ومی توان گفت درصورتیکه حاکم اسلامی تشخیص دهد برقراری ارتباط زندانی با بیرون برخلاف مصالح نظام اسلامی وبرعلیه امنیت جامعه است می تواند از برقراری چنین ارتباطی ممانعت کند .

 

 

 

مبحث چهارم:کفالت خانواده ی زندانی

خانواده ی متشکل از پدر ، مادر وفرزندان،کوچک ترین واحد جامعه انسانی ورکن اصلی واساسی جامعه درتربیت اخلاقی وساختارشخصیتی افرادقابل انکارنیست.ارکان اصلی همین واحد کوچک را پدر و مادر تشکیل می دهندکه فقیران هرکدام از آن دو به منزله ی نقص نیمی از بدنه وپیکر خانواده است .

توصیه های کارشناسان خانواده درجهت استحکام وپایداری آن وهشدارهای آنان ازپیامدهای ناگوار وتلخ ناشی از متلاشی شدن خانواده،گواه صدق مدعای ماست.درنظام اسلامی اگرچه هریک اززوجین استقلال اقتصادی دارند. اما ریاست ومدیریت خانواده وتامین معاش وزندگانی افراد واعضای خانواده برعهده پدراست نفقه همسر وفرزندان برعهده شوهراست.بحث مااین است هرگاه پدر خانواده مرتکب جرمی شد که بنا به رأی محاکم شرعی محکوم به زندان شده تکلیف خانواده بی سرپرست اوچه می شود؟شاید در پاسخ گفته شود:زن که خود استقلال اقتصادی دارد وبه اصطلاح حداقل،خود کفاست می تواند امورات خویش را بگذراند.فرزندان هم تکلیفشان روشناست.زیرابراساسفقه اسلامی،حق سرپرستی کودکان به این ترتیب پدر ، جد پدری ، قیمکه پدر یا جدپدری معین می کند،درغیراین صورن حاکم شرع ، اما مادر وجد مادری ودیگر نزدیکان حق سرپرستی فرزندان را ندارند .

اما این راه حل به قیمت ازهم پاشیدن کانون خانواده تمام می شود . همان چیزی که از وقوع آن همگان بیم دارند . آنچه مهم است اینکه درغیاب سرپرست خانواده ، خانواده حفظ شود . آنچه برای حمایت وصیانت خانواده زندانیان باید صورت گیرد این است که مرجع صلاحیت دار مشخص ، به طوررسمی متفکل این خانواده های بی سرپرست ودر معرض متلاشی می گردد واقداماتی را درجهت تامین این اهداف معمول دارد . از جمله اقداماتی که این مؤسسه میتواند انجام دهد : اشتغال و کاریابی برای خانواده زندانیان در جهت خود کفائی اقتصادی آنان ، آموزش وپرورش ونظارت برحسن اجرای آن برای فرزندان زندانیان ، تربیت دادن مسافرت های سیاسی،زیارتی و عملی برای فرزندان وخانواده ی زندانیان ، تربیت دادن مرخصی های کوتاه مدت برای زندانیان جهت سرکشی از خانواده خود والبته برای حفظ هرکدام از این مواردبایدضوابط وقوانین خاصی تدوین و در محدوه ی مصالح و امنیت نظام و با تأیید مراجع و مقامات مسئول صورت گیرد .

 

گفتار دوم:تعامل با زندانیان

مسأله مهم دیگری که پس از بحث رفاه درخور اهمیت است وعدم توجه بدان می تواند لطمات جبران ناپذیری را بر پیکره ی جامعه وارد سازد. بحث چگونگی تعامل با زندانیان می باشد.اینکه آیا ما مجاز شکنجه و آزارواذیت زندانیان می باشیم یا نه؟آیازندانیان می تواننددر طول دوره ی زندان خود با نشان دادن حسن نیت و دگرگونی خود،سبب آزادی خویش رازودتر ازموعه فراهم آورندیا نه؟در مطالب این مبحث به صورت کوتاه و گذرا به بررسی این مطالب خواهیم پرداخت.

مبحث اول:ممنوعیت شکنجه در زندان

حساب حد و کیفر و مجازات شرعی از حساب شکنجه وتعذیب عذاب های روحی و روانی که به ناحق ،افراد متهم ، متحمل آن می شوند ، جرم است . حد براساس ضوابط و معیارها و موازین فقهی و شرعی است که تا در محکمهشرعی اثبات نرسد، مجازات قابل اجرا نیست و چون ثابت شد تعطیل آن روا نمی باشد .

بالعکس، شکنجه هیچ گونه ضابطه و معیار معینی ندارد. در حالی که حدود و کیفر عملی است معقول و براساس فلسفه اسلامی و تربیتی شکنجه عملی است وحشیانه وخلاف انسانی .

از سوی دیگر مجازاتهایی است که در بعض از موارد همرا با کیفرحبس ، محکومان باید بدان نیز مجازات شوند ، به مواردیاز آن اشاره می کنم :

تادیب وتعزیر : درقتل عمده که اولیای مقتول عفوکنند،حاکم،قاتل را زندانی وتادیب هم می کند. دیگر از موارد آن قاتلی است که فرار کند. در این صورت به مقتول از مال قاتل پرداخته می شود.اگر پس از آن دستگیر شد.زندانی وتادیب می شود.1

تازیانه : درروایات وفتوای فقها ازآن به ضرب یاد شده«درمواردی تجویز گردیده ازجمله:عامل خائن،کسی که موی زنی را بکند کسی که دیواری را سوراخ ،قفل خانه ای را بشکند ویا بدون مجوز واردخانه ای گردد اما هنوز مالی نبرده باشد.2

جریمه نقدی : کسی که غلامش را با عذاب وشکنجه بکشد ،کسی که موی زن را بکند.3

تشهیر: که در دو مورد عامل خائن وشاهد دروغگوآمده است .

 

مبحث دوم: عفو و بخشودگی

آیا زندانی قابل عفو وبخشودگی است؟چه مرجعی نسبت به عفو زندانیان می توانداقدام کند؟اصولا عفو وگذشت از خطای خطاکاراندرشریعت اسلامی یک ارزش است.همان اندازه که انتقام یک ضدارزش ویگ پدیده مذموم است.عفو وگذشت قابل نخستین وستایش است.در قرآن کریم وروایات پیشوایان دینی تاکید فراوانی برعفو گذشت شده است .

زندانی می تواند حد باشد و یا تغزیر . آن قسمت از موارد زندان که حداست ، اگر از راه اقرارثابت شده وحق الله باشد .امام می تواند با معیارهایی که دارد ، زندانی را عفو کندامااگر در آن حق الناس غلبه دارد باید رضایت منبی علیه جلب ودر حقیقت صاحب حق مجرم راعفو می کند . آنقسمت ازموارد زندان که تعزیراتی است نیزدوجنبه دارد : قسمتی حق الناس است که درصورت رضایت صاحب حق قابل عفووگذشت است و قسمتی هم که حق الله است به دست حاکم اسلامی است.درصورتیکه علایم اصلاح وتربیت ومصالح جامعه وامنیت نظام را در آن تشخیص دهد،زندانی را مورد عفو و بخشودگی قراردهد .

 

گفتارسوم : وظایف اجرای احکام حقوق زندانیان

درهر زندان یا اردوگاه واحدی به نام پذیرش وتشخیص وجود دارد این واحد محلی است که برای پذیرش شفافیت شخصیت متهمان ومحکومان که زیر نظر مسئول مربوط انجام وظیفه می نماید.1

وانگهی برخلاف این رویه ، در زندان های فاقد نیروی انسانی کافی پذیرش توسط افسر نگهبان دقت زندان صورت می پذیرد . برای طبقه بندی زندانیان وامور مربوط به تشخیص طبقه بندی توسط شورای طبقه بندی درحدتقسیم زندانیان دربدو ورود به خوابگاه مربوط انجام می گیرد پس از اطمینان از اینکه زندانی معرفی شده ازحیث سن وجنسیت وغیره همان مشخصات مندرج در معرفی نامه مربوط به زندان باشد پذیرش صورت می پذیرد.پذیرش ازهنگامیکه آغاز می گرددکه متهم یامحکوم به موجب برگ رسمی به مهر و امضاء مقام صادرکننده ی قرار یا حکم متهمین مشخصات کامل متهم یا محکوم ونام ، نام خانوادگی ، شهرت ، نام پدر، سن ، شماره شناسنامه ، شماره ملی ، شغل ، نوع جرم واتهام یا محکومیت ، نوع ومیزان مجازات ، شماره قرار یا حکم ، تاریخ شروع بازداشت به وسیله مأمورشناخته شده ی قبلی که باید کارت شناسایی رسمی ملصق به عکس خود ارائه دهند به مراکز اشتغال وحرفه آموزی ، بازداشتگاه زندان و مراکز وابسته تحویل می گردد .2

ابتدا متهم یا محکوم بدقت بازرسی وباز بینی بدنی می گرددواز صحت وسلامتی ظاهری وی اطمینان حاصل می گردد.زیرا متهمان یا محکومان معرفی شده گاه ممکن است قبل از دستگیری یا درزمان دستگیری ویا مقاومت نشان دهند که باعث آسیب دیدگی جزئی ویاکلی آنها در مراجع دستگیر کننده می گردد دراین میان زمینه واحد پذیرش باید به دوشکل اقدام نماید :

الف) درصورتیکه زندانی درزمان معرفی به ظاهر سالم وفاقد هرگونه آثار ضرب وجرج باشد دررسید زندانی وضع جسمانی سالم قید می گرددیا بهتر است قید ( به ظاهر سالم ) درج شود .

ب) درصورتیکه زندانی درزمان معرفی دارای آثار ضرب وجرح وآسیب دیدگی باشد دررسید زندانی وضع جسمانی معرفی شده (( ناسالم ونوع مجروحیت یا مصدومیت وی قید می گردد )) وافزون برآن صورت جلسه که شرح کاملی ازنوع مجروحیت جسمانی واظهارات معرفی شده مجروح یا مصدوم در اخذ شده و به امضاء افسر نگهبان وقت مسئول پذیرش مأمور بدرقه کننده وخود متهم یا محکوم مصدوم تنظیم می گردد .

ج) درصورت وجود مصدومیت وغیرسام بودن معرفی شده از تنظیم صورتجلسه ودرج سابقه مراتب بایستی دراولین فرمان به مرجع فضایی معرفی کننده باارسال نخسه ای از صورتجلسه وخواست وصدور مجوز پیگیرهای قانونی ودرصورت نیاز مجوز اعزام به بیمارستان خارج از زندان گردد.1

 

مبحث اول :وظایف اجرای احکام درروش نگهداری زندانیان دو جنسیتی

افراد دو جنسی کسانی هستند که به لحاظ ژنتیکی به یک جنس تعلق دارند وتمایل روانی یا نسبت شدیدی برای تعلق جنس دیگر از خود نشان میدهد.این افراد با احساس نارضایتی نسبت به جنسیت کالبد شناختی خود ورفتارهای مصرانه که به طور عمومی مربوط به جنس مخالف است شناخته می شود.روش معمول در زندانهای پیشرفته پیرامون چنین افرادی این است که پس از ارزیابی روان شناسی،روان پزشکی جسمانی واجتماعی باید ازرهگذر یک برنامه ی ویژه اقداماتی بدین شرح انجام گیرد:

1-ارزیابی روان شناسی وروان پزشکی به منظور تعیین میزان دوجنسیتی بودن فرد.

2-تعیین نحوه ی زندگی شخص به عنوان یکی از اعضای جنس مخالف ( فرهنگ نوع پوشش )

 

آغاز یک برنامه هورمون درمانی

4-جراحی اندام های جنسی(نظیر برداشتن رحم یابیضه)

5-جراحی ترمیمی اندام های جنسی(نظیر ایجاد آلت تناسلی)

6-اعلام به مرجع قضایی وبخش آمار وزارت بهداشت درزمینه تغییررسمی جنسیت مندرج درگواهی ولادت فرد ولی دررویه ایران به محض اطمینان موضوع توسط پزشک متعد وبزشک قانونی.زندانی الزاماًباید در محیطی جداگانه نگهداری شود ودرزندان انفرادی نگهداری میشود چون بودن درزندان عمومی اثرات سوئی به دنبال دارد.1

 

 

مبحث سوم:وظایف اجرای احکام پیرامون مرخصی زندانیان

دراین زمینه استفاده از اقسام مرخصی ها به شرایط تحقق مجاز شمرده است بنابراین دراین زمینه رویه ی عملی جاری درزندان ها مورد قرارمی گیرد در رعایت مناد آئین نامه برای تمامی زندانها وواحدهای اجرای احکام الزامی است .

1-مرخصی روزانه

درزمینه اعطای مرخصی روزانه پس از درخواست وتکمیل فرم مرخصی مراتب درشورای طبقه بندی مطرح وپس از کسب موافقت شورا نسبت به پیگیری سایر موارد ازقبیل سپردن تامین مناسب توسط زندانی اقدام می شود وبرگه ی مرخصی روزانه پس از صدور با مبادی ذی ربط جهت اجرا ارسال می نماید هرزندانی موظف است پیش ازخروج از زندان نسبت دادن تعهد بازگشت به زندان رأس روز ساعت قید شده اقدام نماید پس از آن برگ خروج صادر خواهد شد .

مرخصی ساعتی:

زندانی درخواست مرخصی ساعتی بودن حضورمأمور می نمایدمسئولیت اجرای احکام زندان پس ازبررسی پرونده ودرصورت عدم وجود منع قانونی متکلف ازسوی زندانی مراتب درشورا طبقه بندی مطرح ودرصورت موافقت شورا نسبت به مبادی ذی ربط ذی ربط جهت اجرا ارسال می دارد.مرخصی ساعتی حداکثر به وقت اداری 8ساعت ودرصورت ضرورت تاقبل از غروب آفتاب قابل تمدید است .

3 - مرخصی تحت الحفظ1

دربعضی از زندان به دلیل عدم داشتن تامین مناسب تقاضای مرخصی تحت الحفظ می نماید مسئولین اجرای احکام پس از بررسی پرونده زندانی ودر صورت عدم وجود منع قانونی وتخلف از سوی زندانی مراتب را در شورای طبقه بندی مطرح ودرصورت موافقت شورا نسبت به پیگیری سایر موارد ازجمله مشخص نمودن وضعیت زندانی ومطلع نمودن مأمورین مراتب مجوزخروج زندانی راصادر می نماید .

 

مرخصی تشویق2

این نوع مرخصی به محکومان اعطا می شود که درمدت تحمل کیفر در زمینه حرفه آموزی واشتغال،حفظ ودرک مفاهیم قرآن کریم ونهج البلاغه وفراگیری سایر امور بازپروانه نظیر فعالیت های آموزشی،فرهنگی،هنری و ورزشی توفیقاتی به دست آورند درچنین وضعیتی به تشخیص مسئول بازپروری یا مؤسسه یا زندان مراتب پس از سایر موارد ازقبیل انجام مقررات اعطای مرخصی روزانه ساعتی تحت الحفظ همانگونه که قبلا توضیح داده شد اقدام خواهد شد .

 

5-مرخصی به مناسبت اعیاد مذهبی و ملی3

این نوع مرخصی همانند مرخصی تشویق اعطا خواهد شد . 4

 

مبحث چهارم : وظایف اجرای احکام پیرامون ملاقات زندانیان

اصولا تمامی محکومان ومتهمان تحت نظارت کامل مقررات مجاز به داشتن ارتباط بابستگان وآشنایان خود می باشند واین ارتباط از طریق ملاقات ومکاتبه صورت می پذیرد.درآغاز محاکمه وکیل مدافع شخص بازداشت شده حق خواهد داشت با اوملاقات کند وهیچ یک ازمأمورین انتظامی یا اداری وقضایی نمی تواند به هیچ وجه از ملاقات جلوگیری نمایند.اقسام ملاقاتهارا می توان دراین شرح برشمرد:

 

1-ملاقات تلفنی:

هرزندانی هفته ای یکبار با حضور خانواده وبستگان درجه یک درسالن ملاقات تلفنی با خویشاوندان خود ملاقات نماید،اولین ملاقات عموما با مراجعه خانواده وبستگان زندانی به زندان شروع می شود وپس از درخواست خانواده ویا مراتب ارسوی رئیس زندان ویا جانشین وی به اجرای احکام زندان جهت بررسی درخواست ارسال می گردد.اجرای احکام بابررسی پرونده زندانی واطمینان ازعدم منع قانونی ملاقات وممنوع الملاقات بودن،مراتب را به واحد ملاقات زندان جهت اجرا برابر مقررات مربوط ارسال می داد.

 

2-ملاقات حضوری:

هرزندانی متاهل درصورت درخواست کتبیخودویاهمسرش به رئیس زندان مراتب ازسوی رئیس به اجرای احکام ارجاع وپس ازبررسی پرونده ی زندانی درصورت نداشتن منع قانونی وممنوع الملاقات بودن مذکور با رعایت کلیه جوانب شرع وقانونی به واحد ملاقات ابلاغ وپس ازآن زندانی می تواند باهمسر خودبه مدت تعیین شده ملاقات خصوصی ویژه داشته باشد روش های اعطای ملاقات نیز بارعایت شرایط مقرردرآئین نامه ی زندان ها اجرایی وسایر شرایط موجود درزندان بستگی دارد.درهرصورت رعایت مفادوآئین نامه درتمامی موارد ضروری می باشد ومسؤلیت حسناجرای قوانین ومقررات مربوط دراعطامرخصی های مذکور برعهده ی مسؤلان وکارشناسان اجرای احکام زندانهاست .

 

 

مبحث پنجم : اجرای احکام درخصوص ازدواج زندانیان

چنانچه زن ومرد زندانی خواستار ازدواج باشد مراتب به اجرای احکام زندان ارسال می شودتا درصورت نداشتن منع قانونی وپس از مکاتبات لازم با قضات پرونده ی ایشان وکسب مجوز ونیز پیگیری برای حضور دفتر در واحد احکام ویا مددکاری،اقدامات لازم است خواهد گرفت وکلیه اقداماتافزون بردرج سوابق درپرونده ی زندانی به مراجع قضایی مربوطه نیز اعلام خواهد شدوازدواج درزندان ممکن است بین زن ومرد که هردو درزندان تحمل کیفر می کنند باشد که به ندرت چنین موردی پیش می آید ونیز ممکن است همانند اکثر موارد ازدواج توسط زندانی زن ومرد یا مردی آزاد وغیره زندانی صورت گیرد .

 

 

نتیجه گیری:

درپایان این گفتار این نکته را بی فایده نمی دانیم که اصولا سیاست جایگزینی ایجاب می کند که ابزاهای اجرایی آن نیز برخوردار از یک میزان کارایی وبدون اینکه از تاثیر یکدیگر بکاهند دریک جهت هدایت شده باشند. برای مثال اگرهدف قانونگذار این باشد که حتی المثدور ازاجرای حبس های کوتاه مدت ممانعت به عمل آورد در وضع قوانین کیفری وتعیین مجازات خود باید به این اصل وفادار باشد واگر مثلا درمواردیکه جزای نقدی با یکدیگر تعزیرات همراه است جزای نقدی قابل تعلیق نباشد وبه هرقیمت وصول شود ، دادن اختیار مطلق تبدیل آن به دادگاهها خلاف مقصود است . اما نکته مهمی که نباید از یاد برد این است که هدف اززندان واین مجازات تنها محروم کردن شخص از رابطه وتعامل با محیط اطراف خودش نمی باشد بلکه هدفی والاتر از این ، یعنی اصلاح وتر بیت فرد دنبال می شود پس اقداماتی که دراین زمینه صورت می گیرد باید متناسب بااین هدف باشد واگر با آن هیچ سنخیتی نداشته باشد باید حذف و یا پیداکند .

پس مسائلی که دررابطه بازندان یازندانی نقش ایفامی کنند دارای اهمیت بوده وباید بررسی شود مثلا نمی توان فردی را درزندان که امکانات مناسبی ندارد محبوس کرد وعلاوه بر صدماتی که برفرد وارد می کنیم خانواده ی وی را نیز متلاشی وبه اجتماع به جای سود رساندن ، ضرر دو چندانی وارد کنیم . بلکه باید با مطالعه واقدامات سنجیده شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که شرایط اصلاح برای فرد زندانی فراهم آمده وخانواده ی وی نیز حفظ شده وفرد پس ازگذراندن دوران محکومیت بتواند وارد جامعه شده وتوسط جامعه پذیرش شود،نه اینکه طرد شده وبه عضو فاسدی برای همیشه گردد . و بنا براصل عدالت حفظ امنیت اجتماعی ورعایت حقوق شاکی ومتهم قضایی امری واجب می باشد . ازدیاد جرایم وتوسعه عناوین مجرمانه ومقررات مربئط به امور کیفری منجر به تجاوزهایی عله حقوق وشخصیت متهم نشده است ، لذا برقراری تعادل بین لزوم تعقیب مجرم ورعایت وحقوق وحفظ کرامت انسانی متهم ازواجبات دستگاه قضایی است .

برپایه مبانی مخصوص موجود درفرهنگ غنی اسلامی ، تعدیل میان این موارد در رویه قضایی امیرالمؤمنین (عله السلام) به خوبی شکل گرفته است وتحقق همه جانبه عدالت یکی از مختصات عصر حکومت علوی به شمار می رود لذا شیوه های عملی ایشان در مصادیق وقضایی خارجی می توان اصول وقواعد حقیقی را انتزاع نمود که ضمن جلوگیری از تجاوز به امنیت اجتماعی به حفظ حقوق متهمان می انجامد . ازجمله اصل برائت ، تساوی دربرابر قانون ودادگاه ، ممنوعیت شکنجه ، تجدید نظر خواهی . اهم این اصول درقوانین موضوعه واسناد و فراملی که در حکم قانون عادی است وایران به آن پیوسته مورد عنایت قرارگرفته است ، لیکن معلق ماندن و عدم اجرای برخی از قوانین موجود ازسویی ، وجود خلأهای قانون از سوی دیگر ، حقوق متهم را در برخی موضع مورد تعدی جدی قرارداده است . براین اساس لازم است که درنظام قضایی اسلامی که بر پایه اندیشه علوی وفقاهت جعفری شکل میگیرد ، با تجدید نظر مبنایی ، ضمن نظارت برحسن اجرای قوانین موجود ، وبرطرف نمودن خلأهای قانونی ، حقوق متهم حمایت قرار گیرد .

 

 

 

منابع:

منابع فارسی:

1 - احمدوند ، محمدعلی ، کتاب اعتیاد(سبب شناسی ودرمان آن) ، انتشارات دنشگاه پیام نور

2 - آخوندی،محمود،آئین دادرسی کیفری،تهران،سازمان چاپ وانتشارات وزرت فرهنگ ارشاد اسلامی

3 - آشوری،محمد،بخشی پیرامون توقیف احتیاطی،تهران،مجله دانشکده حقوق وعلم سیاسی

4 - دانش،تاج زمان،حقوق زندانیان وعلم زندانها،تهران انتشارات، دانشگاه تهران،1368 ه.ش.

5 - شمس،علی،کتاب پژوهشی درباره ی زندانیان اسلامی،انتشارات راه تربیت،چاپ 1384 تهران

6 - شمس،علی،کتاب کلیات زندانبانی،انتشارات راه تربیت،چاپ اول،1384.

7 - شمس،علی،مقدمه ای برجامعه شناسی تحقیقاتی وانتشارات راه تربیت

8 - عبدی،عباس،آسیب شناسی اجتماعی تاثیر زندان برزندانی،تهران،مؤسسه تحقیقاتی وانتشارت نور،چاپ اول،1371ه.ش.

9 - مؤذن زادگان،حسنعلی،حقوق دادخواهی دفاع درقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،تهران فصلنامه دیدگاه های،حقوقی،1377.

10 - ناصرزاده،هوشنگ،آئین دادرسی کیفری(سلب آزادی تن)،نشر دیدار

11 - هومن،احمد،زندان وزندانیان یا رژیم تانسیر،انتشارات بی نا،1339،تهران

12 - آیین نامه دادرسی کیفری مصوب 1392.

13 - اصلاح تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب اصلاحی28/7/ 1381.

14 - آیین نامه جدید سازمان زندانها،1384 وآیین نامه سازمان زندانها 1380.

15 - قانون مجازات اسلامی مصوب 1392.

16 - قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1358.اصلاحات 1368.

17 - قانون راجع به استرداد مجرمان یا متهمان مصوب14/2/1339.

 

منابع اینترنتی:

 

1-http://www.dadkhahi.net

2-http://www.ghavanin.ir

 

 

 

 


 گودرزی،محمدرضا،حقوق زندانیان،برداشتی از منابع اسلامی،مقررات داخلی وبین المللی.

1- مارتینژ،مرنه،تاریخ کیفری دراروپا،ترجمه محمدرضاگودرزی،فصل دوم.

1- هومن،احمد،زندان وزندانیهایا رژیم ینی تانسیر،330 به بعد.

2- همان،ص231-230.

3- این ماده مرگوید:مقررات عهدی که برطبق قانون اساسی بین ایران.

1- به خاطربرخی ایرادهای اساسی تعمدأبه قانون آئین رادرسی کیفری به عنوان یک قانون حقوق مداربرای زندانیان اشاره شده است.

1- لغت نامه دهخدا.

2- شمس،علی،جعفربوالهری ،روان شناسی برای زندانیان.

 

1- شمس،علی، پژوهش درباره ی زندانبانی اسلامی.

1- شمس،علی،مقدمه ای برجامعه شناسی زندان.

1 مؤذن زادگان،حسنعلی،حقوق دادخواهی،تهران،قعطنامه دیدگاه حقوقی،1377.

 

1-.قانون مجازات اسلامی.

1شریفی،محسن،ژرف نگری پیرامون مکانیسم تضمین کننده حقوق وآزادی های متهم،تهران، مجله حقوقی وقضایی دادگستری،1380.

 

1- هاشمی،سیدمحمد،"حقوق بشرومفاهیم مساوات،انصاف وعدالت،تهران،انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی،چاپ اول،1383.

1- قانون اساسی.

1- ناصرزاده،هوشنگ،جبران خسارت ناشی ازبازداشت متهم بی گناه،تهران،مجله حقوقی وقضایی دادگستری،1372.

2- ایران به تاریخ 17/2/1354 به این میثاق پیوست.

1- ایران به تاریخ30/9/1334 به این کنوانسیون پیوست.

1.- بکائی،محمدحسن،احکام زندان در اسلام،ص225-254.

1.تاج زمان دانش،حقوق زندانیان،وعلم زندانها،ص 286-285

2 - تاج زمان،دانش،حقوق زندانیانو علم زندان ها،ص 286-285.

1دعائم الاسلام،ج2؛ص533-532.

1- هر عاملی،وسائل الشعیه،19،ص303

2شررک الواسائل،ج18،ص135.

3 - مکینی،محمدبن یقوب،مافی،ج7،ص261.

1ماده 47،آئین نامه سازمان زندانها.

2 - ماده48،آئین نامه سازمان زندانها.

1- شمس،علی،اجرای احکام در زندان،انتشارات راه تربیت.

1- مواد213تا229،آئین نامه سازمان زندانها،1384.

 

1زندانیان به همراه مأمور مراتب با دلبستندودر موارد ضروری با پابندبه اعزام این مرخصی را به اصطلاح«مرخصی تحت الحفظ.

2 - ماده ی،آئین نامه سازمان زندانها.

3- ماده ی219،آئین نامه اجرایی سازمان زندانها.

4 - شمس،علی،انتشارات راه وتربیت.

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
موضوعات مشابه
  • بررسی مجازات اعدام . تفاوت آن با قصاص و خودکشی
  • حقوق شهروندی و ضمانت های نقض آن در نظام حقوقی ایران
  • بررسی برائت اشخاص در محاکم کیفری ایران از منظر قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ...
  • بررسي راهكارهاي كاهش جمعيت كيفري
  • حق دفاع متهم درمرحله تحقیقات مقدماتی
  • دادستان وتحقیقات مقدماتی درلایحه
  • موضوعات پایان نامه رشته حقوق جزا و جرم شناسی ـ 536 موضوع
  • حقوق زنان زندانی در قوانین
  • احساس امنیت و حقوق شهروندی
  • مفهوم آزادی
  • سهم الارث «جنین» با « بزرگسالان» برابر است
  • اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری
  • کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیر انسانی یا تحقیر کننده
  • شروط آزادی از زندان
  • مسئولیت جزایی اطفال
  • اقرار مبتنی بر شكنجه
  • حقوق شهروندی و احساس امنیت
  • تکالیف قضات اجرای احکام بر اساس قانون جدید مجازات اسلامی
  • حقوق زنان زنداني در قوانين
  • اما و اگر های بازداشت موقت
  • اصول دادرسی کیفری از دیدگاه امام علی (ع)
  • برخورد قانون با توقیف و حبس غیرقانونی
  • کتاب رویه عملی در زندان
  • آشنایی با سازمان عفو بین الملل
  • اصل قانونی بودن جرم و مجازات
  • تحلیل و نقد بخشنامه عندالاستطاعه بودن مهریه
  • مسؤولیت کیفری اطفال از دیدگاه مکاتب مختلف
  • بازداشت موقت و حقوق شهروندی در اروپا ( قسمت دوم
  • بازداشت موقت و حقوق شهروندی در اروپا ( قسمت اول )
  • آیا می‌دانید منشور حقوق متهم چیست ؟
  •  

    ارسال نظر

    نام:*
    ایمیل:*
    متن نظر:
    سوال:
    پایتخت ایران
    پاسخ:*
    کد را وارد کنید: *